برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - جنبههاى آموزنده اين داستان
ولى هر چه بود دير شده بود، و اين گونه بيدارى اضطرارى كه به هنگام نزول بلاهاى سنگين، حتى براى فرعونها و نمرودها پيدا مىشود، بىارزش است، و به همين دليل نتيجهاى به حال او نداشت.
(آيه ٤٤)- «و در اين هنگام (بود كه اين حقيقت بار ديگر به ثبوت پيوست كه) ولايت و سر پرستى و قدرت از آن خداست خداوندى كه عين حق است» (هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ).
آرى! در اينجا كاملا روشن گشت كه همه نعمتها از اوست و هر چه اراده او باشد همان مىشود، و جز به اتكاء لطف او كارى ساخته نيست.
آرى! «اوست كه برترين ثواب و بهترين عاقبت را (براى مطيعان) دارد» (هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً).
پس اگر انسان مىخواهد به كسى دل ببندد و بر چيزى تكيه كند و اميد به پاداش كسى داشته باشد چه بهتر كه تكيهگاهش خدا و دلبستگى، و اميدش به لطف و احسان پروردگار باشد.
(آيه ٤٥)- آغاز و پايان زندگى دنيا در يك تابلو زنده: در آيات گذشته سخن از ناپايدارى نعمتهاى جهان ماده بود، و از آنجا كه درك اين واقعيت براى يك عمر طولانى به مدت شصت يا هشتاد سال براى افراد عادى كار آسانى نيست، قرآن در ضمن يك مثال بسيار زنده و گويا اين صحنه را كاملا مجسم مىكند، تا غافلان مغرور با مشاهده آن- كه در عمرشان بارها و بارها تكرار شده و مىشود- از اين غرور و غفلت بيدار شوند، مىگويد: اى پيامبر! «زندگى دنيا را براى آنان به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مىفرستيم» (وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ).
اين قطرههاى حيات بخش بر كوه و صحرا مىريزد «و به وسيله آن گياهان زمين (سر سبز مىشود و) در هم فرو مىرود» (فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ).
پوست سخت و پر مقاومت دانه در برابر نرمش باران نرم مىشود، و به جوانه گياه اجازه عبور مىدهد، سر انجام جوانه نو رس از دل خاك سر بر مىدارد. آفتاب