برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - فضيلت تلاوت سوره
و بزرگ به حركت در آمدند (طه/ ٦٦)، در اين هنگام غريو شادى از مردم بر خاست و برق اميد در چشمان فرعون و اطرافيانش درخشيدن گرفت.
(آيه ٤٥)- اما موسى چندان مهلت نداد كه اين وضع ادامه يابد همانطور كه قرآن مىگويد: «سپس موسى عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد» (فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ).
در اينجا گروهى پا به فرار گذاشتند، گروهى منتظر بودند پايان كار به كجا مىرسد، و جمعى بىهدف فرياد مىكشيدند و دهان ساحران از تعجب باز مانده بود.
(آيه ٤٦)- در اينجا همه چيز عوض شد، ساحران كه تا آن لحظه در خط شيطنت و همكارى با فرعون و مبارزه با موسى (ع) قرار داشتند يك مرتبه به خود آمدند و چون از تمام فنون سحر با خبر بودند، يقين پيدا كردند كه اين مسأله قطعا سحر نيست، اين يك معجزه بزرگ الهى است «پس ناگهان همه آنها به سجده افتادند» (فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ).
(آيه ٤٧)- و همراه با اين عمل كه دليل روشن ايمان آنها بود با زبان نيز «گفتند: ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم»! (قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ).
(آيه ٤٨)- و براى اين كه جاى هيچ ابهام و ترديد باقى نماند و فرعون نتواند اين سخن را تفسير ديگرى كند، اضافه كردند: «به پروردگار موسى و هارون» (رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ).
آرى! در يك لحظه كوتاه از ظلمت مطلق به روشنايى ايمان گام نهادند.
(آيه ٤٩)- در اين هنگام فرعون از يك سو روحيه خود را پاك باخته بود، و از سوى ديگر تمام قدرت و موجوديت خويش را در خطر مىديد، و مخصوصا مىدانست ايمان آوردن ساحران چه تأثير عميقى در روحيه مردم خواهد گذارد و ممكن است گروه عظيمى به پيروى از ساحران به سجده بيفتند، به گمان خود دست به ابتكار تازهاى زد رو به ساحران كرد و «گفت: آيا به او ايمان آورديد پيش از آنكه من به شما اجازه دهم» (قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ).