برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣ - فضيلت تلاوت سوره
كفران نعمت چگونه مىتوانى پيامبر باشى؟
در حقيقت مىخواست با اين منطق و اين گونه پرونده سازى موسى را به پندار خود محكوم كند.
(آيه ٢٠)- موسى بعد از شنيدن سخنان شيطنتآميز فرعون به پاسخ از هر سه ايراد پرداخت، ولى از نظر اهميت پاسخ ايراد دوم فرعون را مقدم شمرد و يا اصولا ايراد اول را در خور پاسخ نمىدانست، چرا كه پرورش دادن كسى هرگز دليل آن نمىشود كه اگر شخص پرورش دهنده گمراه بود او را به راه راست هدايت نكنند.
به هر حال چنين «گفت: من آن كار را انجام دادم در حالى كه از بىخبران بودم» (قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ).
موسى (ع) در اينجا يك نوع «توريه» به كار برده و سخنى گفت كه ظاهرش اين بوده كه من در آن زمان راه حق را پيدا نكرده بودم بعدا خداوند راه حق را به من نشان داد و مقام رسالت بخشيد، ولى در باطن مقصود ديگرى داشت و آن اين كه من نمىدانستم كه اين كار مايه اين همه درد سر مىشود و گر نه اصل كار حق بود و مطابق قانون عدالت!
(آيه ٢١)- سپس موسى اضافه مىكند: «من به دنبال اين حادثه هنگامى كه از شما ترسيدم فرار كردم، و خداوند به من علم و دانش بخشيد، و مرا از رسولان قرار داد» (فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ).
(آيه ٢٢)- سپس «موسى» به پاسخ منّتى كه فرعون در مورد پرورشش در دوران طفوليت و نوجوانى بر او گذارد پرداخته، و با لحن قاطع و اعتراضآميزى مىگويد: «آيا اين منتى است كه تو بر من مىگذارى كه بنى اسرائيل را بنده و برده خود ساختى»؟! (وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ).
تا آنجا كه به خود اجازه دادى نوزادان پسر را به قتل برسانى، و دختران را براى كنيزى و خدمت زنده بگذارى؟
اين ظلم بىحساب تو سبب شد كه مادرم براى حفظ جان نوزادش مرا در صندوق بگذارد، و به امواج نيل بسپارد، و خواست الهى اين بود كه آن كشتى