برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١ - فضيلت تلاوت سوره
كه به هر حال جاى اين نبود كه مؤمنان در برابر چنين تهمت زشتى سكوت كنند و يا آلت دست شايعه سازان كور دل گردند.
سپس به بعد قضائى مسأله توجه كرده، مىگويد: «چرا چهار شاهد براى آن نياوردند»؟ (لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ).
«اكنون كه اين گواهان را نياوردند پس آنها نزد خدا دروغگويانند» (فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ).
اين مؤاخذه و سر زنش نشان مىدهد كه دستور اقامه شهود چهارگانه و همچنين حد قذف در صورت عدم آن، قبل از آيات «افك» نازل شده بود.
(آيه ١٤)- سر انجام تمام اين سرزنشها را جمع بندى كرده، مىگويد: «و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت شامل حال شما نمىشد به خاطر اين گناهى كه در آن وارد شديد عذاب سختى دامانتان را مىگرفت» (وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِيما أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذابٌ عَظِيمٌ).
(آيه ١٥)- اين آيه در حقيقت توضيح و تبيين بحث گذشته است كه چگونه آنها حتى مؤمنان در اين گناه بزرگ بر اثر سهل انگارى غوطهور شدند، مىگويد:
به خاطر بياوريد «هنگامى را كه (به استقبال اين دروغ بزرگ مىرفتيد و) اين شايعه را از زبان يكديگر مىگرفتيد» (إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ).
«و با دهان خود سخنى مىگفتيد كه به آن علم و يقين نداشتيد» (وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ).
«و گمان مىكرديد اين مسأله كوچكى است در حالى كه در نزد خدا بزرگ است» (وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ).
در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام مىخوانيم: شديدترين گناهان گناهى است كه صاحبش آن را سبك بشمارد.
در واقع اين آيه به سه قسمت از گناهان بزرگ آنها اشاره مىكند:
«نخست» به استقبال اين شايعه رفتن و از زبان يكديگر گرفتن.
«دوم» منتشر ساختن شايعهاى را كه هيچ گونه علم و يقين به آن نداشتند.