برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ٧)- چهارم: و باز همه اينها براى اين است كه بدانيد: «رستاخيز آمدنى است و شكّى در آن نيست» (وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها).
٥- و اينها همه مقدمهاى است براى آخرين نتيجه و آن اين كه: «خداوند تمام كسانى را كه در قبرها آرميدهاند زنده مىكند» (وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ).
در نتيجه رستاخيز و بعث مردگان نه تنها امكانپذير است بلكه قطعا تحقق خواهد يافت.
(آيه ٨)- باز هم مجادله به باطل: در اينجا نيز سخن از مجادله كنندگانى است كه پيرامون مبدء و معاد به جدال بىپايه و بىاساس مىپردازند.
نخست مىگويد: «گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هيچ علم و دانش و هدايت و كتاب روشنى به مجادله بر مىخيزند» (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ).
در حقيقت بحث و جدال علمى در صورتى مىتواند ثمر بخش باشد كه متكى به يكى از اين دلائل گردد. عقل يا كتاب يا سنّت.
جمله «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ» درست همان تعبيرى است كه در آيه سوم گذشت. و ظاهرا آيه گذشته ناظر به حال پيروان گمراه و بىخبر است در حالى كه اين آيه ناظر به رهبران اين گروه گمراه مىباشد.
(آيه ٩)- سپس در يك عبارت كوتاه و پر معنى به يكى از علل انحراف و گمراهى اين رهبران ضلالت پرداخته، مىگويد: «آنها با تكبر و بىاعتنايى (نسبت به سخنان الهى و دلائل روشن عقلى) مىخواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند» (ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ).
سپس كيفر شديد آنها را در دنيا و آخرت به اين صورت تشريح مىكند: «بهره آنها در اين دنيا رسوائى و بد بختى است، و در قيامت عذاب سوزنده را به آنها مىچشانيم» (لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ).
(آيه ١٠)- و به او مىگوئيم: «اين نتيجه چيزى است كه دستهايت از پيش براى تو فرستاده است» (ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ).