برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ٢٢)- اين آيه يكى از دلايل روشن نفى «آلهه» و خدايان مشركان را به اين صورت بيان مىكند: «اگر در آسمان و زمين، معبودها و خدايانى جز اللّه بود هر دو فاسد مىشدند» و نظام جهان بر هم مىخورد (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا).
«پس منزّه و پاك است خداوند، پروردگار عرش، از توصيفى كه آنها مىكنند» (فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ).
اين نسبتهاى ناروا، و اين خدايان ساختگى و آلهه پندارى، اوهامى بيش نيستند و دامان كبريايى ذات پاك او با اين نسبتهاى ناروا آلوده نمىگردد.
دليلى كه براى توحيد و نفى آلهه در آيه فوق، آمده است، در عين سادگى و روشنى، يكى از براهين دقيق فلسفى در اين زمينه است كه دانشمندان از آن، به عنوان «برهان تمانع» ياد مىكنند، خلاصه اين برهان را چنين مىتوان بيان كرد:
بدون شك نظام واحدى در اين جهان حكمفرماست اين هماهنگى قوانين و نظامات آفرينش از اين حكايت مىكند كه از مبدأ واحدى سر چشمه گرفته است چرا كه اگر مبدأها متعدد بود و ارادهها مختلف، اين هماهنگى هرگز وجود نداشت چرا كه هر يك اقتضايى داشت و هر كدام اثر ديگرى را خنثى مىكرد و سر انجام جهان به فساد مىگراييد.
(آيه ٢٣)- پس از آن كه با استدلالى كه در آيه قبل آمد توحيد مدبر و اداره كننده اين جهان اثبات شد، در اين آيه مىگويد: او آن چنان حكيمانه جهان را نظم بخشيده كه جاى هيچ ايراد و گفتگو در آن نيست آرى «هيچ كس نمىتواند بر كار او خرده بگيرد (و از آن سؤال كند) در حالى كه ديگران چنين نيستند و در افعالشان جاى ايراد و سؤال بسيار است» (لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ).
دو گونه سؤال داريم، يك نوع سؤال توضيحى است كه انسان مىخواهد نكته اصلى و هدف واقعى كارى را بداند، اين گونه سؤال در افعال خدا نيز جايز است.
اما نوع ديگر، سؤال اعتراضى است، كه مفهومش اين است عمل انجام شده نادرست و غلط بوده؛ مسلما اين نوع سؤال در افعال خداوند حكيم معنى ندارد ولى جاى اين گونه سؤال در افعال ديگران بسيار است.