برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - فضيلت تلاوت سوره
و اين گونه موسى، قوت قلبش را كه لحظات كوتاهى متزلزل شده بود باز يافت.
(آيه ٦٩)- مجددا به او خطاب شد كه: «و آنچه را در دست راست دارى بيفكن كه تمام آنچه را كه آنها ساختهاند مىبلعد»! (وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا).
«چرا كه كار آنها تنها مكر ساحر است» (إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ).
«و ساحر هر كجا برود پيروز نخواهد شد» (وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى).
چرا كه كار ساحر متكى به نيروى محدود انسانى است، و معجزه از قدرت بىپايان و لا يزال الهى سر چشمه مىگيرد، لذا ساحر تنها كارهايى را مىتواند انجام دهد كه قبلا روى آن تمرين داشته است.
جالب اين كه: نمىگويد: «عصايت را بيفكن» بلكه مىگويد: «آنچه در دست راست دارى بيفكن» اين تعبير شايد به عنوان بىاعتنايى به عصا باشد و اشاره به اين كه عصا مسأله مهمى نيست آنچه مهم است اراده و فرمان خداست كه اگر اراده او باشد عصا كه سهل است كمتر و كوچكتر از آن هم مىتواند چنين قدرت نمايى كند!
(آيه ٧٠)- پيروزى عظيم موسى (ع): به اينجا رسيديم كه موسى مأمور شد عصاى خود را بيفكند. موسى عصاى خود را افكند، عصا تبديل به مار عظيمى شد و تمام اسباب و آلات سحر ساحران را بلعيد، غوغا و ولولهاى در تمام جمعيت افتاد فرعون، سخت متوحش شد، و اطرافيانش دهانهاشان از تعجب باز ماند.
ساحران كه به خوبى سحر را از غير سحر مىشناختند، يقين كردند كه اين امر، چيزى جز معجزه الهى نيست، و اين مرد فرستاده خداست.
لذا همان گونه كه آيه مىگويد: «ساحران همگى به سجده افتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم» (فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى).
(آيه ٧١)- بديهى است كه اين عمل ساحران، ضربه سنگينى بر پيكر فرعون