برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - شهادت يحيى!
«او كتاب آسمانى به من مرحمت كرده» (آتانِيَ الْكِتابَ).
«و مرا پيامبر قرار داده است» (وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا).
(آيه ٣١)- «و خداوند مرا وجودى پر بركت (وجودى مفيد از هر نظر براى بندگان) در هر جا باشم قرار داده است» (وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ).
«و مرا تا زندهام توصيه به نماز و زكات كرده است» (وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا).
(آيه ٣٢)- و نيز «مرا نيكو كار و قدر دان و خير خواه، نسبت به مادرم» قرار داده است (وَ بَرًّا بِوالِدَتِي).
«و مرا جبّار و شقى قرار نداده است» (وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا).
در روايتى مىخوانيم كه حضرت عيسى (ع) مىگويد: «قلب من نرم است و من خود را نزد خود كوچك مىدانم» اشاره به اين كه نقطه مقابل جبّار و شقى اين دو وصف است.
(آيه ٣٣)- و سر انجام اين نوزاد (حضرت مسيح) مىگويد: «و سلام و درود خدا بر من باد آن روز كه متولد شدم، و آن روز كه مىميرم، و آن روز كه زنده بر انگيخته مىشوم» (وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا).
اين جمله هم در مورد يحيى آمده و هم در مورد حضرت مسيح (ع)، با اين تفاوت كه در مورد اول خداوند اين سخن را مىگويد و در مورد دوم مسيح (ع) اين تقاضا را دارد.
(آيه ٣٤)- مگر فرزند براى خدا ممكن است؟! بعد از آن كه قرآن مجيد در آيات گذشته ترسيم بسيار زنده و روشنى از ماجراى تولد حضرت مسيح (ع) كرد به نفى خرافات و سخنان شركآميزى كه در باره عيسى گفتهاند پرداخته چنين مىگويد: «اين است عيسى بن مريم» (ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ).
مخصوصا در اين عبارت روى فرزند مريم بودن او تأكيد مىكند تا مقدمهاى باشد براى نفى فرزندى خدا.
و بعد اضافه مىنمايد: «اين قول حقى است كه آنها در آن شك و ترديد