برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - نكات آموزنده اين داستان تاريخى
پيروزى برسد، اين همان اصلى است كه ذو القرنين از آن به خوبى استفاده كرد و على عليه السّلام در فرمان معروفش به «مالك اشتر» كه يك دستور العمل جامع كشور دارى است مىفرمايد: «هيچ گاه نبايد نيكو كار و بد كار در نظر تو يكسان باشند، زيرا اين امر سبب مىشود كه نيكو كاران به كار خود بىرغبت شوند و بد كاران جسور و بىپروا».
٣- تكليف شاق هرگز مناسب يك حكومت عدل الهى نيست، و به همين دليل ذو القرنين بعد از آن كه تصريح كرد من ظالمان را مجازات خواهم كرد و صالحان را پاداش نيكو خواهم داد، اضافه نمود: «من برنامه سهل و آسانى به آنها پيشنهاد خواهم كرد» تا توانايى انجام آن را از روى ميل و رغبت و شوق داشته باشند.
٤- يك حكومت فرا گير نمىتواند نسبت به تفاوت و تنوع زندگى مردم و شرائط مختلف آنها بىاعتنا باشد.
٥- ذو القرنين حتى جمعيتى را كه به گفته قرآن سخنى نمىفهميدند (لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا). از نظر دور نداشت، و با هر وسيله ممكن بود به درد دل آنها گوش فرا داد و نيازشان را بر طرف ساخت.
٦- امنيت، نخستين و مهمترين شرط يك زندگى سالم اجتماعى است، به همين جهت «ذو القرنين» براى فراهم كردن آن پر زحمتترين كارها را بر عهده گرفت.
٧- درس ديگرى كه از اين ماجراى تاريخى مىتوان آموخت اين است كه صاحبان اصلى درد، بايد در انجام كار خود شريك باشند كه «آه صاحب درد را باشد اثر» اصولا كارى كه با شركت صاحبان اصلى درد پيش مىرود هم به بروز استعدادهاى آنها كمك مىكند و هم نتيجه حاصل شده را ارج مىنهند و در حفظ آن مىكوشند چرا كه در ساختن آن تحمل رنج فراوان كردهاند.
ضمنا به خوبى روشن مىشود كه حتى يك ملت عقب افتاده هنگامى كه از طرح و مديريت صحيحى بر خوردار شود مىتواند دست به چنان كار مهم و محير العقولى بزند.
٨- يك رهبر الهى بايد بىاعتنا به مال و ماديات باشد، و به آنچه خدا در