برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٧ - محتواى سوره
دشمن، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه كه طلا در كوره خالص مىشود هر كس مىخواهد اين حقيقت را بداند، قلب خود را آزمايش كند اگر چيزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آميخته است از ما نيست و ما هم از او نيستيم».
بنا بر اين قلب واحد، كانون اعتقاد واحدى است و آن هم برنامه عملى واحدى را اجرا مىكند چرا كه انسان نمىتواند حقيقتا معتقد به چيزى باشد اما در عمل از آن جدا شود.
قرآن سپس به خرافه ديگرى از عصر جاهليت مىپردازد و آن خرافه «ظهار» است، آنها هنگامى كه از همسر خود ناراحت مىشدند و مىخواستند نسبت به او اظهار تنفر كنند به او مىگفتند: «انت علىّ كظهر امّى؛ تو نسبت به من مانند پشت مادر منى»! و با اين گفته او را به منزله مادر خود مىپنداشتند و اين سخن را به منزله طلاق! قرآن در دنباله اين آيه مىگويد: «خداوند هرگز همسرانتان را كه مورد ظهار قرار مىدهيد مادران شما قرار نداده» و احكام مادر را، در مورد آنان مقرر نكرده است (وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ).
اسلام اين برنامه جاهلى را امضا نكرد، بلكه براى آن مجازاتى قرار داد و آن اين كه: شخصى كه اين سخن را مىگويد حق ندارد با همسرش نزديكى كند تا اين كه كفاره لازم را بپردازد، و اگر كفاره نداد و به سراغ همسر خود نيز نيامد همسر مىتواند با توسل به «حاكم شرع» او را وادار به يكى از دو كار كند يا رسما و طبق قانون اسلام او را طلاق دهد و از او جدا شود، و يا كفاره دهد و به زندگى زناشويى همچون سابق ادامه دهد.
سپس به سومين خرافه جاهلى پرداخته، مىگويد: «و (نيز، خداوند) فرزند خواندههاى شما را، فرزند حقيقى شما قرار نداده است» (وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ).
توضيح اينكه: در عصر جاهليت معمول بوده كه بعضى از كودكان را به