برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٧ - تحريم غنا
لَهُ الدِّينَ).
يعنى امواج عظيم دريا آن چنان بر مىخيزد، و اطراف آنها را احاطه مىكند كه گويى ابرى بر سر آنان سايه افكنده است، سايهاى وحشتناك و هولانگيز.
اينجاست كه انسان با تمام قدرتهاى ظاهرى كه براى خويش جلب و جذب كرده، خود را ضعيف و ناچيز و ناتوان مىبيند.
و اينجاست كه توحيد خالص همه قلب او را احاطه مىكند، و دين و آئين و پرستش را مخصوص او مىداند.
سپس اضافه مىكند: «اما وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مىگيرند» و به ايمان خود وفادار مىمانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر را پيش مىگيرند (فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ).
و در پايان آيه به گروه دوم اشاره كرده، مىفرمايد: «ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان شكنان ناسپاس انكار نمىكنند» (وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ).
(آيه ٣٣)- در اين آيه به صورت يك جمع بندى از مواعظ و اندرزهاى گذشته، و دلائل توحيد و معاد، همه انسانها را به خدا و روز قيامت توجه مىدهد، سپس از غرور ناشى از دنيا و شيطان بر حذر مىدارد، بعد به وسعت دامنه علم خداوند و شمول آن نسبت به همه چيز مىپردازد.
مىفرمايد: «اى مردم! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر (اعمال) فرزندش را تحمل مىكند و نه فرزند چيزى از كيفر (اعمال) پدرش را» (يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً).
در حقيقت دستور اول، توجه به مبدأ است، و دستور دوم توجه به معاد.
دستور اول، نيروى مراقبت را در انسان زنده مىكند، و دستور دوم احساس پاداش و كيفر را، و بدون شك كسى كه اين دو دستور را به كار بندد كمتر آلوده گناه و فساد مىشود.
به هر حال در آن روز هر كس چنان به خود مشغول است و در پيچ و خم