برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧ - توحيد يك جاذبه نيرومند درونى!
و معاد و اخبار غيبى، و خلاصه از هر چيز كه در نفوس انسانها ممكن است اثر مثبت بگذارد بيانى داشتيم.
در حقيقت، قرآن بطور كلى، و سوره روم كه اكنون در مراحل پايان آن هستيم بالخصوص مجموعهاى است از مسائل بيدار كننده براى هر قشر و گروه و براى هر طرز فكر و عقيده.
ولى با اين حال گروهى هستند كه هيچ يك از اين امور در قلوب تاريك و سياهشان اثرى نمىگذارد، «و اگر آيهاى براى آنها بياورى كافران مىگويند: شما اهل باطل هستيد» و اينها سحر و جادوست! (وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ).
تعبير به «مبطلون» تعبير جامعى است كه همه برچسبها و نسبتهاى نارواى مشركان به انبيا و طرفداران حق را در بر مىگيرد.
(آيه ٥٩)- اين آيه دليل مخالفت اين گروه را به روشنى بيان مىكند، مىگويد: اين نفوذناپذيرى و لجاجت بىحد و حساب و دشمنى با هر حقيقت، به خاطر آن است كه آنها حس تشخيص و درك خود را بر اثر كثرت گناه و لجاجت از دست دادهاند، و ابدا چيزى درك نمىكنند، آرى «اين چنين خداوند بر دلهاى كسانى كه علم و آگاهى ندارند مهر مىنهد» (كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ).
قابل توجه اين كه در آيات گذشته، علم پايه ايمان شناخته شده، و در اين آيه جهل پايه كفر و عدم تسليم در برابر حق.
(آيه ٦٠)- اين آيه كه آخرين آيه سوره روم است، دو دستور مهم و يك بشارت بزرگ به پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله مىدهد، تا او را در اين مبارزه پىگير و مستمر در برابر اين لجوجان جاهل، و بىخردان سر سخت، به استقامت دعوت كند.
نخست مىگويد: «اكنون كه چنين است (در برابر همه حوادث، همه آزارها و كارشكنيها و نسبتهاى ناروا) شكيبايى و صبر پيشه كن» (فَاصْبِرْ).