برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٣ - اعجاز قرآن از دريچه علم غيب!
اينها را خداوند به خاطر اعمالشان در وادى ضلالت افكنده است «و چه كسى مىتواند آنها را كه خدا گمراه كرده هدايت كند»؟! (فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ).
و مسلم است كسانى را كه خدا رهايشان سازد و به خويشتن واگذار كند «براى آنها هيچ يار و ياورى نخواهد بود» (وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ).
(آيه ٣٠)- تا اينجا بحثهاى فراوانى پيرامون توحيد و خدا شناسى از طريق مشاهده نظام آفرينش داشتهايم.
و به دنبال آن در اين آيه سخن از توحيد فطرى است يعنى همان مسأله را از طريق درون و مشاهده باطنى و درك ضرورى وجدانى تعقيب كرده، مىفرمايد:
«پس روى (دل) خود را متوجه آيين پاك و خالص پروردگار كن»! (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً).
چرا كه «اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش خدا نيست» (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ). و از نخستين روزى كه انسان قدم به عالم هستى مىگذارد اين نور الهى در درون جان او شعلهور است.
«اين است دين و آيين محكم و استوار» (ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ).
«ولى اكثر مردم نمىدانند» (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).
«دين حنيف» يعنى دينى كه از تمام كجيها و از انحراف و خرافات و گمراهيها به سوى راستى و درستى متمايل شده است.
(آيه ٣١)- در اين آيه چنين مىافزايد: اين توجيه شما به دين حنيف خالص و فطرى «در حالى است كه شما باز گشت به سوى پروردگار مىكنيد» (مُنِيبِينَ إِلَيْهِ).
اصل و اساس وجود شما بر توحيد است و سر انجام بايد به سوى همين اصل باز گرديد.
و به دنبال دستور «انابه» و باز گشت، دستور به «تقوا» مىدهد كه جامع همه اوامر و نواهى الهى است، مىفرمايد: «و از (مخالفت فرمان) خداوند بپرهيزيد» (وَ اتَّقُوهُ).