برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - جنبههاى آموزنده اين داستان
پروردگارشان از آن روى مىگردانند و كارهاى گذشته خود را به دست فراموشى مىسپارند» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ).
تعبير به «تذكر» (ياد آورى) گويا اشاره به اين است كه تعليمات انبياء از قبيل ياد آورى حقايقى است كه بطور فطرى در اعماق روح انسان وجود دارد و كار پيامبران پرده برداشتن از روى آن است.
جالب اين كه در اين آيه از سه طريق به اين كور دلان درس بيدارى مىدهد:
نخست اين كه: اين حقايق با فطرت و وجدان و جان شما كاملا آشناست، ديگر اين كه از سوى پروردگار خودتان آمده و سوم اين كه: فراموش نكنيد شما خطاهايى انجام دادهايد كه برنامه انبياء براى شستشوى آنهاست.
ولى اين عده با همه اينها هرگز ايمان نمىآورند، «چرا كه ما بر دلهايشان پرده افكندهايم تا نفهمند! و در گوشهايشان سنگينى قرار دادهايم» تا صداى حق را نشنوند (إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً).
«و لذا اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى هرگز هدايت را پذيرا نخواهند شد» (وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً).
(آيه ٥٨)- و از آنجا كه برنامه تربيتى خداوند نسبت به بندگان چنين است كه تا آخرين مرحله به آنها فرصت مىدهد و هرگز مانند جباران روزگار فورا اقدام به مجازات نمىكند- بلكه «رحمت واسعه» او هميشه ايجاب مىكند كه حد اكثر فرصت را به گناهكاران بدهد- در اين آيه مىگويد: «پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است» (وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ).
«اگر مىخواست آنها را به اعمالشان مجازات كند هر چه زودتر عذاب را بر آنها مىفرستاد» (لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ).
«ولى براى آنها موعدى است كه با فرا رسيدن آن راه فرارى نخواهند داشت» (بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا).
غفران او ايجاب مىكند كه توبه كاران را بيامرزد و رحمت او اقتضا مىكند كه در عذاب غير آنها نيز تعجيل نكند شايد به صفوف توبه كاران بپيوندند ولى