برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦ - اعجاز قرآن از دريچه علم غيب!
(آيه ١٧)- تسبيح و حمد در همه حال براى خداست: بعد از بحثهاى فراوانى كه در آيات گذشته در مورد مبدأ و معاد و بخشى از پاداش مؤمنان و كيفر مشركان آمد در اين آيه به تسبيح و حمد پروردگار و تنزيه و تقديس او از هر گونه شرك و نقص و عيب پرداخته، مىفرمايد: «منزّه است خداوند به هنگامى كه شام مىكنيد و هنگامى كه صبح مىكنيد» (فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ).
(آيه ١٨)- «و حمد و ستايش مخصوص ذات پاك اوست در آسمان و زمين (منزه است) به هنگام عصر، و هنگامى كه وارد ظهر مىشويد» (وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ).
به اين ترتيب در دو آيه فوق چهار وقت براى «تسبيح» پروردگار بيان شده:
آغاز شب؛ طلوع صبح؛ عصرگاهان؛ و به هنگام زوال ظهر.
(آيه ١٩)- در اين آيه باز به مسأله معاد باز مىگردد، و از طريق ديگرى به استبعاد منكران چنين پاسخ مىگويد: «زنده را از مرده، و مرده را از زنده، خارج مىكند و زمين را پس از مردنش حيات مىبخشد، و به همين گونه روز قيامت (از گورها) بيرون آورده مىشويد» (يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ).
يعنى «صحنه معاد» و «صحنه پايان دنيا» كه يكى خروج «زنده از مرده» است و ديگرى «مرده از زنده» مرتبا در برابر چشم شما تكرار مىشود، بنا بر اين چه جاى تعجب كه در پايان جهان همه موجودات زنده بميرند و در رستاخيز همه انسانها به زندگى جديدى باز گردند؟! اما «خروج حىّ از ميت» در مورد زمينهاى مرده براى همه روشن است كه در فصل زمستان زمين به صورت مرده در مىآيد، اما در فصل بهار با تعادل هوا و فرو ريختن قطرات حياتبخش باران جنبشى در زمين پيدا مىشود، و اين صحنه معاد است كه در اين جهان مىبينيم.
و اما در مورد خارج ساختن «مرده از زنده» آن هم چيز پوشيده و پنهانى نيست و اما در مورد بيرون آمدن موجود «زنده از مرده» گرچه طبق مسلمات علم