برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - فضيلت تلاوت سوره
«ناگهان (با صحنه تازهاى رو برو شد و ديد) همان بنى اسرائيلى كه ديروز از او يارى طلبيده بود فرياد مىكشد و از او كمك مىخواهد» و با قبطى ديگرى گلاويز شده است (فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ).
اما «موسى به او گفت: تو به وضوح، انسان جاهل و گمراهى هستى»! (قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ). هر روز با كسى گلاويز مىشوى و درد سر مىآفرينى؟
(آيه ١٩)- ولى به هر حال مظلومى بود كه در چنگال ستمگرى گرفتار شده بود- خواه در مقدمات تقصير كرده باشد يا نه- مىبايست موسى به يارى او بشتابد و تنهايش نگذارد «اما هنگامى كه خواست با كسى كه دشمن هر دوى آنها بود درگير شود و با قدرت مانع او گردد (فريادش بلند شد) گفت: اى موسى! مىخواهى مرا بكشى همان گونه كه ديروز انسانى را كشتى»؟! (فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ).
از قرار معلوم «تو فقط مىخواهى جبارى در روى زمين باشى، و نمىخواهى از مصلحان باشى»! (إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ).
اين جمله نشان مىدهد كه موسى قبلا نيت اصلاح طلبى خود را چه در كاخ فرعون و چه در بيرون آن، اظهار كرده بود.
(آيه ٢٠)- ماجرا به فرعون و اطرافيان او رسيد و تكرار اين عمل را تهديدى بر وضع خود گرفتند، جلسه مشورتى تشكيل دادند و حكم قتل موسى صادر شد.
در اين هنگام يك حادثه غير منتظره موسى را از مرگ حتمى رهايى بخشيد و آن اين كه: «مردى از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان و كاخ فرعون) بسرعت خود را به موسى رساند و گفت: اى موسى! اين جمعيت براى كشتن تو به مشورت نشستهاند، فورا از شهر خارج شو كه من از خير خواهان توام» (وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ).
اين مرد ظاهرا همان كسى بود كه بعدا به عنوان «مؤمن آل فرعون» معروف