برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١ - ادامه سوره نمل
هستى) به او تعلق دارد» (وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ).
و دومين دستور كه به من داده شده اين است: «و من مأمورم كه از مسلمين باشم» تسليم مطلق در برابر فرمان پروردگار و نه غير او (وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ).
و به اين ترتيب دو مأموريت اصلى خود را كه «پرستش خداوند يگانه» و «تسليم مطلق در برابر فرمان» اوست بيان مىدارد.
(آيه ٩٢)- سپس ابزار وصول به اين دو هدف را چنين بيان مىكند: «و (من مأمورم) قرآن را تلاوت كنم» (وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ).
از فروغ آن شعله گيرم، و از چشمه آب حياتبخش جرعهها بنوشم، و در همه برنامهها بر راهنمايى آن تكيه كنم، آرى اين وسيله من است! و به دنبال آن اضافه مىكند: تصور نكنيد ايمان آوردن شما سودى به حال من و يا از آن بالاتر سودى براى خداوند بزرگ دارد، نه «پس هر كس هدايت شود براى خود هدايت مىيابد» (فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ).
و تمام منافع هدايت چه در اين جهان و چه در جهان ديگر عائد خود او مىشود.
«و هر كس گمراه شود» (وزر و وبالش به گردن خود اوست) بگو: من فقط از انذار كنندگان و بيم دهندگانم و عواقب شوم آن دامن مرا نمىگيرد» (وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ).
(آيه ٩٣)- و سر انجام در آخرين آيه به پيامبر دستور مىدهد كه خدا را در برابر اين همه نعمتهاى بزرگ مخصوصا نعمت هدايت، حمد و ستايش كن مىفرمايد: «بگو: حمد و ستايش مخصوص ذات خداست» (وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ).
اين حمد و ستايش هم به نعمت قرآن باز مىگردد، هم هدايت الهى و هم مىتواند مقدمهاى براى جمله بعد باشد كه مىگويد: «به زودى آياتش را به شما نشان مىدهد تا آن را بشناسيد» (سَيُرِيكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها).
اين تعبير اشاره به آن است كه با گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش و خرد