برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦ - فضيلت تلاوت سوره
«يا اين كه او از غائبان است» (أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ).
يعنى آيا او بدون عذر موجهى حضور ندارد و يا با عذر موجهى غيبت كرده است؟
(آيه ٢١)- «سليمان» براى اين كه حكم غيابى نكرده باشد، و در ضمن غيبت هدهد روى بقيه پرندگان- تا چه رسد به انسانهايى كه پستهاى حساسى بر عهده داشتند- اثر نگذارد افزود: «من او را قطعا كيفر شديدى خواهم داد»! (لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً).
«يا او را ذبح مىكنم»! (أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ).
«يا (براى غيبتش) بايد دليل روشنى به من ارائه دهد» (أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ).
در حقيقت سليمان (ع) تهديد لازم را در صورت ثبوت تخلف نمود، ضمنا نشان داد كه او حتى در برابر پرنده ضعيفى تسليم دليل و منطق است و هرگز تكيه بر قدرت و توانائيش نمىكند.
(آيه ٢٢)- «چندان درنگ نكرد» كه هدهد آمد (فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ).
بازگشت و با صراحت به سليمان چنين «گفت: من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى ندارى، من از سر زمين سبا يك خبر قطعى (و دست اول) براى تو آوردهام»؟ (فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ).
(آيه ٢٣)- هدهد در شرح ماجرا چنين گفت: «من (به سر زمين سبا رفته بودم) زنى را در آنجا يافتم كه بر آنها حكومت مىكند، و همه چيز را در اختيار دارد مخصوصا تخت عظيمى داشت»! (إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ).
«هدهد» با اين سه جمله تقريبا تمام مشخصات كشور سبا و طرز حكومت آن را براى سليمان باز گو كرد.
(آيه ٢٤)- سليمان از شنيدن اين سخن در فكر فرو رفت ولى هدهد به او مجال نداد و مطلب ديگرى بر آن افزود گفت: مسأله عجيب و ناراحت كنندهاى كه