برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠ - فضيلت تلاوت سوره
اين هماهنگى شاهد زندهاى بر اين حقيقت است كه ذكر اين بخش از داستانهاى انبيا، به خاطر شرايط خاص روانى و اجتماعى مسلمانان در آن مقطع خاص زمانى و مشابه آن بوده است.
نخست مىگويد: «و (به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارت موسى را ندا كرد كه به سراغ آن قوم ستمگر برو» (وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ).
(آيه ١١)- «قوم فرعون، آيا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهيز نمىكنند» (قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ).
اين نكته قابل توجه است كه تنها صفتى را از فرعونيان كه بر آن تكيه كرده ظلم است و مىدانيم ظلم معنى جامع و گستردهاى دارد كه شرك يكى از مصاديق بارز آن است، و استثمار و استعباد بنى اسرائيل با آن همه زجر و شكنجه نيز مصداق ديگرى از آن مىباشد، از اين گذشته آنها با اعمال خلافشان قبل از هر كس بر خودشان ستم مىكردند، و به اين ترتيب مىتوان هدف دعوت انبياء را در مبارزه با ظلم و ستم در تمام ابعاد خلاصه كرد!
(آيه ١٢)- در اين هنگام موسى مشكلات عظيم خود را به پيشگاه پروردگار عرض مىكند و از او تقاضاى قوت و قدرت بيشتر براى تحمل اين رسالت عظيم مىنمايد: «عرض كرد پروردگارا! من از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند» (قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ).
و با جار و جنجال خود مرا از صحنه بيرون كنند.
موسى (ع) در ذكر اين سخن كاملا حق داشت چرا كه فرعون و دار و دستهاش آنقدر مسلط بر اوضاع كشور مصر بودند كه احدى ياراى مخالفت با آنها را نداشت و هر گونه نغمه مخالفى را با شدت و بىرحمى سركوب مىكردند.
(آيه ١٣)- به علاوه «سينه من براى انجام اين رسالت وسعت كافى ندارد» (وَ يَضِيقُ صَدْرِي).
از اين گذشته «زبان من به قدر كافى گويا نيست» (وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي).
به همين جهت تقاضاى من اين است: «به (برادرم) هارون نيز رسالت بدهى»