برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - فضيلت تلاوت سوره
ردّ پايى يافتند آنان را تا دستگيريشان تعقيب كنند، و به مجازات برسانند؛ اما هر چه بيشتر جستند كمتر يافتند.
اكنون به سراغ مأمور خريد غذا برويم و ببينيم بر سر او چه آمد، او وارد شهر شد ولى دهانش از تعجب باز ماند، شكل ساختمانها بكلى دگرگون شده، قيافهها همه ناشناس، لباسها طرز جديدى پيدا كرده، و حتّى طرز سخن گفتن و آداب و رسوم مردم عوض شده است، ويرانههاى ديروز تبديل به قصرها و قصرهاى ديروز به ويرانهها مبدل گرديده! او هنوز فكر مىكند خوابشان در غار يك روز يا يك نيمه روز بوده است پس اين همه دگرگونى چرا! تعجب او هنگامى به نهايت رسيد كه دست در جيب كرد تا بهاى غذايى را كه خريده بود بپردازد، فروشنده چشمش به سكهاى افتاد كه به ٣٠٠ سال قبل و بيشتر تعلق داشت، و شايد نام «دقيانوس» شاه جبار آن زمان بر آن نقش بسته بود، هنگامى كه توضيح خواست، او در جواب گفت تازگى اين سكه را به دست آوردهام! و خود او نيز متوجه شد كه او و يارانش در چه خواب عميق و طولانى فرو رفته بودند.
اين مسأله مثل بمب در شهر صدا كرد، و زبان به زبان در همه جا پيچيد.
جمعى از آنها نمىتوانستند باور كنند كه انسان بعد از مردن به زندگى باز مىگردد، اما ماجراى خواب اصحاب كهف دليل دندان شكنى شد براى آنها كه طرفدار معاد جسمانى بودند.
لذا قرآن در اين آيه مىگويد: «و اين چنين مردم را متوجه حال آنها كرديم، تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است» (وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ).
«و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست» (وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها).
اين خواب و بيدارى از پارهاى جهات از مردن و باز گشتن به حيات، عجيبتر بود، زيرا صدها سال بر آنها گذشت و بدنشان نپوسيد، در حالى كه نه غذايى