برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣ - فضيلت تلاوت سوره
و به اين ترتيب در آيات سه گانه اخير از انگيزه شناخت پروردگار شروع كرده و با ذكر بخشى از مهمترين آيات انفسى و آفاقى بحث را پايان مىدهد.
(آيه ٨١)- در اين آيه اضافه مىكند: اينها انديشه و عقل را رها كرده و كور كورانه از نياكان خود تقليد مىكنند، «آنها همان مىگويند كه پيشينيانشان مىگفتند» (بَلْ قالُوا مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ).
(آيه ٨٢)- «آنها (از روى تعجب) مىگفتند: آيا هنگامى كه ما مرديم و خاك و استخوان (پوسيده) شديم آيا بار ديگر بر انگيخته خواهيم شد»؟! (قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ).
(آيه ٨٣)- اين باور كردنى نيست! «اين وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ و اين فقط افسانههاى پيشينيان است» (لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ).
(آيه ٨٤)- و از آنجا كه كفار و مشركان بيش از همه از مسأله معاد وحشت داشتند و به همين دليل با انواع بهانهها و لطائف الحيل مىخواستند شانه از زير بار آن خالى كنند، قرآن نيز مشروحا و بطور مؤكد از معاد سخن مىگويد.
و جالب اين كه در هر مورد از خود مشركان اعتراف مىگيرد و سخن آنها را به خودشان باز مىگرداند.
نخست مىگويد: «بگو: زمين و كسانى كه در زمينند از آن كيست، اگر شما مىدانيد»؟! (قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيها إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).
(آيه ٨٥)- سپس اضافه مىكند: آنها بر اساس نداى فطرت و اعتقادى كه به خداوند آفريننده هستى دارند «به زودى (در پاسخ تو) مىگويند: (مالكيت زمين و آنچه در آن است) همه از آن خداست» (سَيَقُولُونَ لِلَّهِ).
ولى تو به آنها «بگو: اكنون كه چنين است (و خود شما نيز اعتراف داريد) آيا متذكر نمىشويد» (قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ).
با اين اعتراف صريح و روشن چگونه زنده شدن انسان را بعد از مرگ بعيد مىشمريد؟ و از قدرت فراگير خداوند بزرگ دور مىدانيد؟