برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - فضيلت تلاوت سوره
منظور «قوم ثمود» است كه در سر زمينى در شمال حجاز زندگى مىكردند و پيامبر بزرگ الهى «صالح» براى هدايت آنها مبعوث شد، آنها كفر ورزيده و راه طغيان پيش گرفتند، سر انجام به وسيله صيحه آسمانى (صاعقهاى مرگبار) از ميان رفتند.
(آيه ٣٣)- به هر حال ببينيم عكس العمل اين قوم سر كش در برابر نداى توحيدى اين پيامبر بزرگ چه بود؟ قرآن در اين آيه مىگويد: «ولى اشرافيان (خود خواه) از قوم او كه كافر بودند، و ديدار آخرت را تكذيب مىكردند، و در زندگى دنيا به آنان ناز و نعمت داده بوديم گفتند: اين بشرى است مثل شما، از آنچه شما مىخوريد مىخورد، و از آنچه مىنوشيد مىنوشد» پس چگونه مىتواند پيامبر باشد؟ (وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ).
آرى! چون دعوت اين پيامبر بزرگ را مخالف هوسهاى خود مىديدند و مزاحم منافع نامشروع و استكبار بىدليلشان، به ستيزه برخاستند، درست با همان منطقى كه سركشان قوم نوح داشتند.
(آيه ٣٤)- سپس به يكديگر گفتند: «اگر شما بشرى همانند خودتان را اطاعت كنيد بطور قطع زيانكاريد»! (وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ).
(آيه ٣٥)- سپس به انكار معاد كه هميشه قبول آن سدى بر سر راه خود كامگان و هوسرانان است پرداخته و گفتند: «آيا (اين مرد) به شما وعده مىدهد هنگامى كه مرديد و خاك و استخوان (پوسيده) شديد باز هم از قبرها بيرون مىآييد» و حيات نوينى را آغاز مىكنيد؟! (أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ).
(آيه ٣٦)- «هيهات! هيهات! از اين وعدههايى كه به شما داده مىشود» وعدههاى بىاساس و تو خالى! (هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ).
اصلا مگر ممكن است انسانى كه مرد و خاك شد و ذرات آن به هر سو پراكنده گشت باز هم به زندگى باز گردد؟ چنين چيزى محال است محال!