برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - فضيلت تلاوت سوره
و دل مىپذيرد اضافه كرد: «و به خدا سوگند، در غياب شما نقشهاى براى نابودى بتهايتان مىكشم!» (وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ).
(آيه ٥٨)- به هر حال او بىآنكه از خطرات اين كار بترسد و يا از توفانى كه پشت سر اين عمل به وجود مىآيد هراسى به دل راه دهد در يك فرصت مناسب مردانه وارد ميدان شد، و با يك دنيا قهرمانى به جنگ اين خدايان پوشالى رفت كه آن همه علاقهمند متعصب و نادان داشتند، بطورى كه قرآن مىگويد: «پس همه آنها را قطعه قطعه كرد، جز بت بزرگى كه داشتند»! (فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ).
و هدفش اين بود «شايد بت پرستان به سراغ او بيايند» و او هم تمام گفتنيها را بگويد (لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ).
درست است كه ما از لفظ «بت پرستى» بيشتر متوجه بتهاى سنگى و چوبى مىشويم، ولى از يك نظر بت و بت پرستى مفهوم وسيعى دارد كه هر نوع توجه به غير خدا را، در هر شكل و صورت شامل مىشود. و طبق حديث معروف «هر چه انسان را به خود مشغول و از خدا دور سازد بت اوست»!
(آيه ٥٩)- سر انجام بت پرستان وارد بتخانه شدند و با صحنهاى رو برو گشتند كه هوش از سرشان پريد، به جاى آن بتخانه آباد، با تلى از بتهاى دست و پا شكسته و به هم ريخته رو برو شدند! فريادشان بلند شد «صدا زدند: چه كسى اين بلا را بر سر خدايان ما آورده است»؟! (قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا).
«مسلما او (هر كس بوده) از ظالمان و ستمگران است» (إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ).
او هم به خدايان ما ستم كرده، و هم به جامعه و جمعيت ما و هم به خودش!
(آيه ٦٠)- اما گروهى كه تهديدهاى ابراهيم را نسبت به بتها در خاطر داشتند، و طرز رفتار اهانتآميز او را با اين معبودهاى ساختگى مىدانستند «گفتند:
ما شنيديم جوانكى (سخن از بتها مىگفت و) از آنها (به بدى) ياد مىكرد كه نامش ابراهيم است» (قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ).
ابراهيم طبق بعضى از روايات در آن موقع كاملا جوان بود و احتمالا سنش از شانزده سال تجاوز نمىكرد.