استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢ - فصل سى و هشتم احكام وقف
العظمى گلپايگانى (رحمه الله) شامل آن نمىشود.
سؤال ١٢٩٧- از بيست سال قبل در شيراز مُهر نماز به مردم هديه مىكنم و از آنجا كه مهرها رايگان است مراجعهكننده زياد دارم. غالباً از منازل، كم يا زياد، مهرهاى خرد و فرسوده و بدردنخور مىآورند و به من مىبخشند، يا از مساجد و حسينيّهها مقدار زيادى مهرهاى بدردنخور براى تعويض مىآورند و چون بازسازى مهرهاى مساجد هركدام جداگانه مقدور نبوده، غالباً با هم مخلوط مىشود و بعد از نوسازى هركس به اندازه احتياج مىبرد، سربازخانهها، مدارس، ادارات و نهادها هم از مازاد مهرهاى مساجد و حسينيّهها استفاده مىنمايند. نظر حضرتعالى در اين مورد چيست؟
جواب: مجاز هستيد و مانعى ندارد؛ ولى بهتر است به آن مقدار كه از مساجد و حسينيّهها مهر برمىداريد (هرچند بطور تقريبى باشد) به آنها بازگردانيد.
سؤال ١٢٩٨- سال قبل شخصى بنده را به منزل يكى از اهالى شهر برد و گفت: اين آقا قرآن خطى دارد؛ ولى خود و اهل منزلش بىسواد هستند و شايد چند سال باشد كه اين قرآن حفظ و قرائت نگرديده است، اگر شما، كه داراى ذوق مطالعه و دوستدار كتاب هستيد، آن را بگيريد و بخوانيد ثواب دارد" بنده ديدم كه قرآن، وقف اولاد مىباشد از خريدارى آن منصرف گرديدم، تا اين كه شب عيد واسطه گفت:" چون آقا احتياج به پول دارد، افرادى از اصفهان آمدهاند كه آن را خريدارى كنند و به خارج از كشور بفرستند". حقير ديدم حيف مىباشد كه اين قرآن به خارج برود، لذا تصميم گرفتم آن را خريدارى نموده و آن را به همراه يك قرآن خطى نفيس موروثى خودم، به آستان حضرت امام رضا عليه السلام تقديم نمايم تا براى ايشان محفوظ و نگهدارى بشود؛ چون اولاد واقف معلوم نيست كه چه افرادى هستند و در كجاى اين مملكت مىباشند، به منظور فوق و با وجود اين كه وضع مادّى بنده هم مناسب نيست، آن را به مبلغ گزافى خريدارى نمودم، فقط براى آستان حضرت امام رضا (عليه السلام) تا هر وقت خداوند عالم، زيارت آن حضرت را نصيبم نمود، آن را به مشهد مقدّس ببرم. اكنون از جنابعالى استدعا دارم اجازه بفرماييد كه اين قرآن، تا وقتى به مشهد نرفتهام، بطور امانت نزد اين حقير باشد تا آن را قرائت نموده و سورهاى هم به روح واقف و كاتب آن هديه بنمايم؟
جواب: اگر موقوفٌ عليهم به هيچ وجه قابل شناسايى نيستند، شما و ديگران مىتوانيد آن قرآن را قرائت كنيد و سپردن آن به جايى كه اصلًا قرائت نمىشود، اشكال دارد؛ مگر اين كه قرآن بسيار نفيسى باشد كه بيم از دست رفتن آن برود.
سؤال ١٢٩٩- حدود ٢٥ مرتع، اعمّ از مشجّر و غير مشجّر، در صد سال قبل توسّط مردم نور با تأييد علما و فقهاى منطقه وقف شد، تا درآمد آن در دهه عاشورا به مصرف عزاداران خامس آل عبا (عليه السلام) در محل برسد، توليت آن نيز به عالم محل و سپس به اولاد او واگذار شد. تا زمان اجراى مادّه ٥٦ حفاظت از مراتع، طبق وقفنامه عمل مىشد و از زمان اجراى قانون فوق در رژيم سابق، اجراى مفاد وقفنامه كاملًا تعطيل شد. پس از پيروزى انقلاب، مادّه واحدهاى براى ابطال اسناد فروش آب و اراضى موقوفه در مجلس شوراى اسلامى تصويب و مقرّر گرديد اوقاف و متولّيان موقوفات با تعليف كنندگان مراتع غير مشجّر روابط استيجارى برقرار كنند تا درآمدهاى حاصل طبق وقفنامه به مصرف برسد؛ ولى منابع طبيعى و جنگلدارى مدّعى است مراتع مشجّر جزء انفال است. حال سؤال اين است:
الف) آيا مراتع مشجّر كماكان وقف است يا نه؟ در صورت دوّم، اصلًا عقد باطل بوده يا انحلالى صورت گرفته است؟
جواب: در صورتى كه احتمال داده شود در اين مراتع در گذشته احيايى صورت گرفته، حكم وقف كماكان جارى است.
ب) مال الاجاره مراتع غير مشجّر، كه مورد تعليف حَشَمداران است، در چه راهى بايد مصرف شود؟