استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦ - مسائل متفرّقه طلاق
انقضاى عدّه بازگردد، حقّ رجوع دارد. حال اگر زوجه مطلّقه غايب مفقود الاثر، يائسه يا غير مدخوله باشد و زوج در حين عدّه مراجعت نمايد، آيا بازهم زوج حقّ رجوع دارد، و يا چون يائسه، يا غير مدخولٌ بهاست، ديگر حقّ رجوع براى زوج نمىباشد؟ به عبارت ديگر طلاق غايب مفقود الاثر مطلقاً رجعى است و لو در زن يائسه و غير مدخولٌ بها، يا چنين نيست؟
جواب: اين حكم ظاهراً شامل يائسه و غير مدخوله نمىشود و حقّ رجوع ثابت نيست.
سؤال ١١٥٢- زيد دختر بالغه و باكره خود را نامزد شخصى كرده و پيش از عقد گفته است: «اگر زن ديگرى بگيرى، يا به شهر ديگرى بروى خود من، كه پدر دختر مىباشم، دخترم را طلاق مىدهم، يا ابراى مدّت مىكنم، تو مرا وكيل كن» نامزد، پدر دختر را وكيل مىكند و سپس عقد جارى مىشود، ولى در ضمن عقد او را دوباره وكيل نكرده، و سپس عروسى مىكنند، تقريباً يك سال پس از عروسى، پدر به خاطر تخلّف شوهر، دخترش را ابراى مدّت يا طلاق مىدهد، شوهر ادّعا مىكند: «من او را وكيل كرده بودم، ولى بعداً او را عزل نمودهام» در اين صورت آيا اين طلاق يا ابراى مدّت صحيح است؟
جواب: وكالت به قوّت خود باقى است و اگر مرد از شرايط تخلّف كند پدر زوجه مىتواند طلاق دهد.
سؤال ١١٥٣- اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟
جواب: اين شرط اشكالى ندارد و عمل به آن واجب است.
سؤال ١١٥٤- اگر مرتد از طلاق دادن زوجه امتناع كند، حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد؟