استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤ - مسائل متفرّقه طلاق
تنگناى شديد روحى قرار دهد، عسر و حرج ثابت است و حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
سؤال ١١٤٧- من زن دوّم شوهرم مىباشم. پس از اين كه زن اوّل ايشان فوت كرد من با ايشان ازدواج كردم، ايشان از زن اوّل چهار پسر و دو دختر و از من يك پسر دارد، من از داشتن شش بچّه ايشان باخبر بودم. لذا تمام اقوام با ازدواج ما مخالف بودند و مرا تحقير مىكردند.
الآن هفت سال است كه من از شوهرم دور هستم و با اجازه او در يك بيمارستان عربستان سعودى مشغول پرستارى هستم. در طول هفت سال كه من زحمت كشيدم و پول به دست آوردهام شوهرم آن را بدون اجازه من صرف جهيزيّه دخترش كرد. اين بار كه به هندوستان رفته بودم بر سر قضيّه پول دعوا شد و من مطالبه طلاق كردم، ولى ايشان طلاق نمىدهد در حالى كه سنّ من با ايشان تفاوت زياد دارد و من نمىتوانم با ايشان زندگى كنم. آيا من حقّ طلاق يك جانبه را دارم؟
جواب: هرگاه شوهر حاضر باشد به وظايف خود طبق عقدنامهاى كه با شما داشته عمل كند حقّ طلاق يك جانبه را نداريد، ولى اموالى را كه از شما بدون اجازه برده بايد بطور كامل برگرداند.
سؤال ١١٤٨- پسرى، دخترى را به عقد نكاح دائم خويش درمىآورد، بعد از يك ماه با همديگر اختلاف پيدا مىكنند و در نتيجه اختلاف، مدّت ٦ سال در حال عقد مىمانند و پس از آن پسر با دختر ديگرى ازدواج مىكند. در ضمن جلسهاى در حضور ريشسفيدان و با تصويب آنها پسر علاوه بر اخذ مهر حاضر، با گرفتن مبلغ ٠٠٠/ ٣٠٠ تومان (كه مجموعاً ٠٠٠/ ٧٠٠ تومان مىشود) راضى به طلاق مىشود، امّا در برگه صورت جلسه طلاق اين شرط قيد مىشود كه دختر مزبور پس از طلاق نمىتواند با فلان شخص ازدواج كند و دختر كه صورت جلسه را امضا كرده است در آن زمان به اين شرط توجّه نداشته است. اين شرط از نظر شرعى چگونه است؟