ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٣٥٩
١٠٣٧
مُراعاةُ الأَهَمِّ فَالأَهَمِّ
٤٩٤٤.صحيح البخاري عن ابن عبّاس : لَمّا بَعَثَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مُعاذَ بنَ جَبَلٍ إلى نَحوِ أهلِ اليَمَنِ ، قالَ لَهُ : إنَّكَ تَقدَمُ عَلى قَومٍ مِن أهلِ الكِتابِ ، فَليَكُن أوَّلَ ما تَدعوهُم إلى أن يُوَحِّدُوا اللّه َ تَعالى ، فَإِذا عَرَفوا ذلِكَ فَأَخبِرهُم أنَّ اللّه َ فَرَضَ عَلَيهِم خَمسَ صَلَواتٍ في يَومِهِم و لَيلَتِهِم ، فَإِذا صَلَّوا فَأَخبِرهُم أنَّ اللّه َ افتَرَضَ عَلَيهِم زَكاةً في أموالِهِم تُؤخَذُ مِن غَنِيِّهِم فَتُرَدُّ عَلى فَقيرِهِم ، فَإِذا أقَرّوا بِذلِكَ فَخُذ مِنهُم ، و تَوَقَّ كَرائِمَ أموالِ النّاسِ . [١]
٤٩٤٥.التّوحيد عن ابن عبّاس : جاءَ أعرابِيٌّ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّه ِ ، عَلِّمني مِن غَرائِبِ العِلمِ . قالَ : ما صَنَعتَ في رَأسِ العِلمِ حَتّى تَسأَلَ عَن غَرائِبِهِ ؟ !قالَ الرَّجُلُ : ما رَأسُ العِلمِ يا رَسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : مَعرِفَةُ اللّه ِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ . قالَ الأَعرابِيُّ : و ما مَعرِفَةُ اللّه ِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ ؟ قالَ : تَعرِفُهُ بِلا مِثلٍ و لا شِبهٍ و لا نِدٍّ ، و أنَّهُ واحِدٌ أحَدٌ ظاهِرٌ باطِنٌ أوَّلٌ آخِرٌ ، لا كُفوَ لَهُ و لا نَظيرَ ، فَذلِكَ حَقُّ مَعرِفَتِهِ . [٢]
١٠٣٧
مراعات ترتيب اهمّيت
٤٩٤٤.صحيح البخارى ـ به نقل از ابن عباس ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله معاذ بن جبل را به سوى مردم يمن فرستاد ، به او فرمود : تو نزد گروهى از اهل كتاب مى روى. از اين رو ، مى بايد نخستين دعوت تو از آنان ، يكتا پرستى خداوند متعال باشد. اگر توحيد را شناختند ، به آنان باز گو كه خداوند در شبانه روزشان پنج نماز بر آنان واجب كرده است ؛ و هرگاه نماز را به پاى داشتند ، به آنان بگو كه خداوند ، در اموالشان زكات قرار داده تا از بى نيازشان ستانده شود و به تهى دستشان داده شود . پس هرگاه بدان اذعان كردند ، از آنان زكات بگير و از گزيده اموال مردم ، اجتناب كن.
٤٩٤٥.التوحيد ـ به نقل از ابن عباس ـ: مردى باديه نشين نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا! از شگفتى هاى دانش به من بياموز. فرمود : «تو با اساس علم چه كرده اى كه حال ، خواهان شگفتى هاى آن هستى؟!» . آن مرد گفت : اساس علم چيست اى رسول خدا؟ فرمود : «شناخت خداوند ، چنان كه بايسته اوست». اعرابى گفت : شناخت بايسته خداوند چيست؟ فرمود : «او را بشناسى كه نظير، شبيه و انباز ندارد و او يگانه ، يكتا، ظاهر، باطن، اوّل و آخر است و هم سنگ و همسان ندارد . اين است حقّ شناخت خداوند».
[١] صحيح البخاري : ٦ / ٢٦٨٥ / ٦٩٣٧ و ج ٢ / ٥٢٩ / ١٣٨٩ .[٢] التوحيد : ٢٨٤ / ٥ .