معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١
عامل، تغيير اجزاء مسأله ساز نبوده و اجزاى جديد همان صفات و ويژگى اجزاى سابق را خواهند داشت.
ثانياً علم ثابت كرده كه در هر سلول انسان ذرات بسيار ريزى وجود دارد (ژنها) كه تمام آثار و صفات خلقتى انسان در آنها ثبت شده و اگر شرايط پرورش براى هر كدام از سلولها حاصل گردد، با توجه به اطلاعات ثبت شده در ژنها، تبديل به انسانى شبيه همان انسان اول با تمام آثار و ويژگىهايش مىگردد.
بنابراين لازم نيست همه اجراى بدن انسان بعد از مرگ او در جايى حفظ گردند و در قيامت دوباره به هم بپيوندند و آن انسان ساخته شود، بلكه اگر زمينه رشد يك سلول از وجود انسان حاصل گردد، همان يك سلول با هدايت ژنها، همان انسان دنيوى را با تمام آثار و خصوصيات خواهد ساخت و بدين ترتيب شبهه آكل و مأكول برطرف مىگردد.
گفتنى است كه ژنها در انسانهاى مختلف حاوى اطلاعات مختلفاند و اين ژنها مواد را در اختيار مىگيرند و آنها را مطابق اطلاعاتى كه در خود نهفته دارند، سامان مىدهند؛ از اين رو به هنگام خلقت دوباره انسانها، هر انسانى با تدبير و هدايت ژن مخصوص به خود، ساخته خواهد شد و تمام ريزهكارىهاى خلقتى او حفظ خواهد گشت، به همين جهت قرآن مىفرمايد حتى خطوط پوست سر انگشتان او پس از بازگشت، به همان صورت دنيايىاش خواهد بود چون اين يك ويژگى ثبت شده در آن ژن است.
شايد بتوان رواياتى را كه حاكى از وجود اجزاى اصليه و طينت اوليه است بر اين معنا حمل كرد. البته گذشتگان مطابق علم و اطلاع خود آن را به معانى ديگرى حمل كردهاند كه امروز صحيح نبودن آنها آشكار شده است و اين نقص از جهت علم و اطلاع بشر بوده است. «١»