معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
سوزاندن حضرت ابراهيم تدارك ديده شده بود، «جحيم» «١» ناميده است.
٣- سَعير؛ سعير به معناى «آتش بسيار سوزان، ملتهب و شعلهور» است. در قرآن اين كلمه ١٦ بار بر جهنم اطلاق شده كه هشت بار آن به صورت معرفه و هشت بار ديگر به صورت نكره است.
٤- سَقَر؛ سَقَر به معناى دگرگون شدن و ذوب شدن بر اثر تابش آفتاب است «٢» و به آتش شديد و سوزانى كه همه چيز را دگرگون مىسازد، مثل آتش جهنم، نيز گفته مىشود. اين نام چهار بار در قرآن بر كانون عذاب اطلاق شده است.
٥- «حُطَمة»؛ از ماده «حطم» به معناى در هم كوبيدن، آتش سوزانى است كه همه چيز را در هم مىكوبد و متلاشى مىسازد. اين نام نيز دو بار در قرآن براى كانون عذاب استعمال شده است.
٦- «هاويه»؛ اين كلمه از ماده «هوىّ» به معناى افتادن و سقوط كردن است؛ يعنى جايگاهى كه جهنميان در آن سقوط مىكنند و او آنها را در قعر خويش پذيرا مىگردد. اين نام نيز يك بار بر جهنّم اطلاق شده است.
٧- «لظى»؛ به صورت وصف براى جهنّم استعمال شده است و به معناى «شعله خالص آتش» است.
بنابر روايات نامهاى فوق هر كدام ناظر به يكى از طبقات و دركات جهنّم است.
بنابر روايتى طبقات جهنم از بالا به پايين به ترتيب زير هستند: جحيم، لظى، سقر، حطمه، هاويه، سعير و جهنّم. «٣» ويژگىهاى آتش جهنّم ١- هيزم جهنم انسانها و سنگهايند؛ هرگاه هيزم آتش تُرد و سست باشد، آن