معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
درس چهارم: انگيزههاى انكار معاد با اين كه عقل، هيچ مانعى براى امكان معاد نمىيابد، بلكه لزوم آن را ثابت مىكند و فطرت انسان نيز بر لزوم آن تأكيد دارد، با وجود اين در طول تاريخ انسانهاى فراوانى منكر معاد شدهاند و زندگى بعد از مرگ را توهم، خواب و خيال شمردهاند. منكران معاد استدلال محكمى بر نظر خود ندارند و فقط برمبناى گمان و حدس به انكار آخرت پرداختهاند. قرآن كريم مىفرمايد:
وَمَا لَهُم بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (جاثيه: ٢٤)
و به اين مطلب (نفى و نبودن زندگى غير از زندگى دنيا) هيچ دانشى ندارند و جز گمان نمىبرند.
وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً (جن: ٧)
آنها [نيز] آن گونه كه [شما] پنداشتهايد، گمان برند كه خدا هرگز كسى را زنده نخواهد گردانيد.
در اين مجال، مهمترين انگيزههاى انكار معاد يعنى ظاهربينى، شبههها و استبعادها، دلبستگى و گريز از قيد و مسئوليت مورد بررسى قرار مىگيرند.
ظاهربينى بسيارى به ظاهر بينى و عدم تعمّق و تدبّر خو كردهاند. آنان فقط چيزهايى را مىپذيرند كه قابل درك با حواس ظاهرى باشد و اگر مطلب و معنايى قابل درك با حواس ظاهرى نباشد، از آن غفلت مىورزند و بدان اعتنا نمىكنند. مباحث معاد نيز