معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣
پرهيزكاران را مانند فاجران قرار مىدهيم؟ «١» ٢- خلف وعيد قطعى مساوى كذب و محال است. گرچه خُلف وعيد مانند خلف وعده نيست كه قبيح باشد و عمل به وعيد مانند عمل به وعده واجب نيست، ولى در دو صورت خلف وعيد محال است چون مصداق دروغ شمرده مىشود.
الف- جايى كه وعيد به عذاب، قطعى باشد، اگر خداوند به آن وعيد عمل نكند، وعيدش دروغ مىشود. مثلًا خداوند بر شرك [اگر از روى قصور نباشد بلكه با علم به وحدانيت خدا و ربوبيت حضرتش براى خدا شريك بتراشد و از روى عناد، حاضر به پذيرش حكم حق نگردد] وعيد قطعى عذاب داده و فرموده است:
مسلماً خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود، نمىبخشد، ولى غير از آن را براى هر كه بخواهد مىبخشد. «٢» ب- اگر خداوند به هيچ يك از وعيدهاى غير قطعىاش هم عمل نكند، پس مجموع اين وعيدها هم خلاف واقع و دروغ است. بنابراين عمل به برخى از وعيدها لازم است و اين خود وعيد دهنده است كه مىداند ترك و يا انجام كدام وعيد به مصلحت است. ما نيز اجمالا يقين داريم كه خداوند به بعضى از وعيدهايش عمل مىكند و كيفر قيامت در اين حد قطعى است ولى نمىدانيم آن وعيدها كه قطعاً بدانها عمل مىشود، كداماند و در بين خوف و رجا هستيم و از اين رو در آيه فوق نسبت به غير شرك وعيد اجمالى عذاب و وعده اجمالى مغفرت داده شده است. رسول خدا نيز در اين باره مىفرمايد:
هر كس را خداوند بر انجام عملى وعده پاداش دهد، حتماً به وعدهاش عمل مىكند و هر كس را بر انجام عملى وعيد عذاب دهد، در مورد عمل به آن وعيد، مختار است. «٣» ٣- كيفر ظهور اسماى جلال و قهر الهى است. همه انسانها در قيامت به لقاى خدا مىرسند و هر كس آن اسمى از خدا را ملاقات مىكند كه زمينه ملاقات آن را در