معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
عصر شاهد زندگى مىكنند زيرا از قول حضرت عيسى عليه السلام نقل شده: «من تا زمانى كه بين آنان بودم، بر آنان گواه بودم و بعد از من تو همچنان بر آنان مراقب بودى» «١» و در آيه ديگر مىفرمايد: «لكل قومٍ هادٍ: هر قومى هدايتگرى دارد» «٢» پس بايد هميشه هدايتگران معصوم زنده باشند تا هدايتگر و شاهد باشند و منظور از قوم، مردم زمان آن هدايتگر مىباشد.
دوم- اين شاهد و گواه الزاماً پيامبر نيست بلكه ممكن است پيامبر يا وصّى و جانشين پيامبر باشد زيرا در هر عصرى بايد شاهد زنده وجود داشته باشد چون فرمود: «شهيداً منهم» و حضرت عيسى نيز فرمود: «من تا زنده بودم، بر آنان شاهد بودم.» و حال آن كه در بسيارى از زمانها از جمله بعد از رسول خدا تا آخر دنيا، پيامبرى نبوده و نيست ولى شاهد زنده بايد باشد، پس شاهدان اعم از پيامبرانند.
سوم- چون شاهد بايد در دنيا شاهد بر همه اعمال همه افراد باشد و اعمال افراد نيز دو نوع است. اعمال ظاهرى كه با چشم قابل مشاهده هستند و اعمال باطنى كه محسوس و قابل مشاهده نيستند مثل تواضع، تكبر و نيتهاى درونى؛ از طرف ديگر ظاهر و باطن اعمال هم گاهى با هم تفاوت بسيار دارد و ظاهر عمل خوب است ولى باطن آن خبيث و ناپاك مىباشد، بنابراين شاهد بايد علاوه بر طرق عادى از طرق غير عادى به افعال و اعمال افرادى كه از منظر او غايبند و به حقيقت اعمال همه انسانها علم پيدا كند پس بايد برگزيده خدايى باشد و به اراده خدا به چنين مقامى منصوب شده باشد.
چهارم- شاهد بايد معصوم باشد؛ زيرا غير معصوم شايستگى برگزيده شدن از جانب خدا را ندارد. علاوه بر آن بايد شهادتش متأثر از هوا و هوس نباشد و در تحمّل يا اداى شهادت از خطا و اشتباه در امان و معصوم باشد.
پنجم- رسول خدا صلى الله عليه و آله، شاهد بر شاهدان است چون سيطره رسول الله بر همه