معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
نفى آنها ندارد ولى در اثبات آنها نيز توانا نيست؛ البته با توجه به بعيد بودن و خارج از توان عادى بودن آن گزارهها، عقل از پذيرش آنها احساس گريز دارد. از نظر ابن سينا «معاد جسمانى» از گزارههايى است كه عقل توان اثبات آن را ندارد و فقط بايد تعبّداً به نقل آن را پذيرفت. «١» ج- خرد ستيز؛ بعضى گزارههاى منسوب به دين، خرد ستيزند يعنى عقل از پذيرش آنها امتناع دارد و دليل محكم بر نفى آنها دارد. اين چنين گزارههايى گرچه منسوب به دين مىباشند؛ ولى نتيجه تحريفهايى هستند كه در دين اعمال شده و به عنوان دين به مردم ارائه گرديدهاند. تثليث و سه گانگى خداوند در عين يگانگى از گزارههاى دينى خردستيز است.
يكى از عوامل انكار معاد، وجود گزارههاى نوع دوم در مباحث مربوط به معاد است. گزارههايى كه براى عوام و عقلهاى سطحى و كم عمق سنگين است. آيات حاكى از استبعادهاى منكران ناظر به همين گزارههاى نوع دوم است. براى يك انسان عوام و سطحىنگر بسيار سنگين است كه بپذيرد انسانى كه مرده و استخوانهاى بدنش پوسيده و پودر شده، دوباره زنده مىگردد:
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَن يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ (يس: ٧٨)
و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: «چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است، زندگى مىبخشد؟» «مرگ را نيست شدن و پايان نهايى زندگى دانستن» نيز از شبههها و تصورات غلطى است كه بسيارى را به انكار معاد واداشته است. آن كس كه مرگ را مساوى نيست و نابود گرديدن مىپندارد و معاد را بازگرداندن معدوم تصور مىكند، عقلش با گزاره «تجديد حيات معدوم» ستيز دارد و نمىتواند آن را بپذيرد.
از آنجا كه اعتقاد به معاد، از اعتقادهاى تحولزا، مبارزپرور و قاطعيت بخش است و انسانها را از پذيرش ظلم و ستم جبّاران و استثمار زراندوزان بازمىدارد،