معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
زمانهاست و بر پيامبران ديگر مهيمن است. پس او بر همه شاهدان از اولين تا آخرين شهيد است.
ششم- چون شاهدان مرتكب خطا يا عصيانى نمىشوند تا لازم باشد كسى عليه آنان و بر اعمالشان شهادت دهد، پس شهادت رسول خدا بر آنان، شهادت تصديقى و تأييدى است و رسول خدا بر صداقت و عدالت آنان گواهى مىدهد، از اين رو لازم نيست هم عصر آنان باشد. «١» ٣- فرشتگان مراقب ملائكهاى كه نويسنده اعمال هستند، بخصوص ملائكه نويسنده گناهان، علاوه بر حفظ و ثبت گناهان، خودشان هم عليه گناهكار در قيامت شهادت مىدهند:
وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ «٢» و هر كسى مىآيد [در حالى كه] با او سوق دهنده و گواهى دهندهاى هست.
آيه فوق گرچه به صورت مطلق است، ولى سياق آيات قبل و بعدش و آيات و روايات ديگر بر اين اشعار دارد كه آيه ناظر به حال كافران، مشركان و گناهكاران طغيانگر است؛ زيرا اولياى خدا كه اصلا مرتكب خطايى نشدهاند و مؤمنان نيكوكار نيز گرچه مرتكب لغزشهايى شدهاند، ولى خداوند از آن لغزشها چشم پوشى كرده و آن لغزشها را از كتاب اعمال محو ساخته و از ياد ملك نويسنده گناهان برده و لغزش توبهكاران نيز به همين صورت محو شده است و به اعضا و جوارح و ديگر شاهدان نيز دستور داده كه لغزشهاى آنها را كتمان كنند. «٣» پس ديگر گناهى باقى نمانده تا شاهدى بر آن در قيامت گواهى دهد. بنابراين آيه فوق ناظر به گناهكاران طغيانگر است همچنان كه كل باب شهادت درباره گناهكاران است زيرا نيكوكاران نه خود منكر اعمالشان هستند و نه قاضى محكمه يا مدعى ديگرى منكر اعمال آنهاست