معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
بسيارى از مواقع اين نتايج و عواقب فقط به گناهكار نمىرسد، بلكه ديگران را هم شامل مىشود، در حالى كه ديگران استحقاق آن پاداش يا كيفر را ندارند و فقط بايد كيفر و پاداش شامل صاحب عمل گردد.
٣- اگر پاداش و كيفر اعمال به طور كامل در همين دنيا واقع مىشد، شوق پاداش نقد و خوف كيفر حاضر و مشهود، انسان را به انجام كارهاى خوب و پرهيز از كارهاى زشت مىكشاند و آزادى و اختيار تقريباً از او سلب مىشد و اصل آزمايش الهى كارى لغو مىگشت؛ در حالى كه قرآن كريم مىفرمايد:
آن كه مرگ و زندگى را بيافريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما نيكوكارتر است. «١» ٤- بعضى از كارها به قدرى بزرگاند كه دادن پاداش و كيفر آنها در دنيا ممكن نيست مثلا قاتل يك فرد را مىتوان با كشتن او كيفر داد، ولى قاتل دو نفر به بالا را نمىتوان كيفر داد؛ زيرا ما فقط يك بار مىتوانيم او را بُكشيم و اين كشتن حداكثر كيفر يك قتل است و ديگر قاتلى نمىماند تا كيفر قتلهاى ديگر را ببيند. همچنين امكان پاداش به برخى از اعمال پسنديده نيز در اين دنيا وجود ندارد همانند شهادت در راه خدا.
مقدمه چهارم- اگر مرگ نقطه پايان و نيستى باشد، بايد بگوييم كه در جهان خلقت با ظالم و مظلوم يكسان رفتار شده، با مرگ، پرونده هر دو بسته مىشود و اين خلاف عدالت است. به عبارت ديگر نمىتوان پذيرفت كه سرنوشت همه انسانها اعم از نيكوكار و بدكار، عالِم و جاهل و عادل و ظالم، يكسان باشد و همگى مدتى در دنيا مطابق ميل و انتخاب خود زندگى كنند و با مرگ، هر دو نيست و نابود شوند.
بنابراين مرگ نبايد نيستى و پايان زندگى باشد و جهان بعد از مرگ ضرورى است تا در آن جهان، عدالت اجرا گردد و هر كس به آنچه استحقاق دارد و كسب كرده، برسد و حق مظلوم از ظالم ستانده شود و ظالم كيفر اعمال خود را ببيند.
برهان عدالت نيز در قرآن مورد توجه قرار گرفته است. خداوند در آيات بسيارى