معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٩
انكار هم نداشت، باز هم كافر نيست (و فقط در صورت جحود و انكار، كافر و مخلّد در آتش است). آنان در اين موضوع اختلاف نظر داشتند و خدمت امام رسيدند.
امام از هاشم بن بريد پرسيد افرادى كه معتقد به امامت و ولايت نيستند، ولى جزو ضعيفان و مستضعفان مىباشند و حالت جحود و انكار هم ندارند، آيا كافرند، با اينكه به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر ايمان دارند و نماز و روزه و حج مىگزارند؟
هاشم آنان را كافر (مخلّد در عذاب) شمرد؛ امّا امام چنين عقيدهاى را عقيده خوارج معرفى كرد. (چون آنان نيز به سرعت افراد را كافر مىشمردند و براى كسى عذرى قائل نبودند.) بعد از هاشم پرسيد كه آيا مىخواهى حقيقت را بگويم و او چون احتمال مىداد امام نظر محمد بن مسلم را تأييد كند، به امام اجازه بيان حقيقت را نداد. «١» امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر مردم آن گاه كه نمىدانند، توقف كنند و در صدد انكار برنيايند، كافر نمىشوند. «٢» از مجموع آيات و روايات فراوان در اين زمينه برمىآيد كه خلود به معناى واقعى و عذاب جاويد و هميشگى، گرچه به طور قطعى وجود دارد، ولى مصاديق آن نسبت به كل انسانها خيلى كم است. شهيد مطهرى مىنويسد:
خالد به معناى حقيقى، بالاخره خيلى كم خواهند بود. «٣» از آيات قرآن استفاده مىشود كه بالاخره عدهاى براى هميشه در جهنم باقى مىمانند، اما آن عده چقدرند؟ الان نمىتوانيم بگوييم. اين كه اكثريت مردم مىروند جهنم، گويا از آيات مىشود استنباط كرد كه چنين چيزى هست، ولى اكثريت اين اكثريت مشمول مغفرت الهى مىشوند؛ يعنى تا حدى كه در وجود كسى كوچكترين مايهاى باشد براى اين كه مغفرت الهى شامل حالش شود [شامل حالش خواهد شد]. «٤»