معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
نمىبيند و نمىشنود و وقتى در قيامت با شهادت پوست بدنشان مواجه مىشوند، اعتراض مىكنند كه چگونه شهادت مىدهيد، در حالى كه نديده و نشنيدهايد؟
٢- شهادت پوست وسيعتر از شهادت چشم و گوش است؛ از اين رو فقط او مورد اعتراض واقع مىشود.
٣- شهادت گوش و چشم غالباً نسبت به گناهانى است كه از اعضاى ديگر صادر شده و گوش شنيده و چشم ديده است؛ ولى شهادت پوست عليه خودش است و نسبت به گناهانى است كه از خودش صادر شده و واسطه در ارتكاب آنها بوده است و اين شهادتى است عليه خودش، و خودش هم اولين واسطه در چشيدن عذاب آن است «١» و چنين شهادتى واقعاً عجيب و باور نكردنى است و لذا مورد تعجب و اعتراض واقع مىشود. ظاهر سؤال و جواب پوستها هم مؤيد همين وجه سوم است؛ زيرا سؤال از علت اداى شهادت است، نه از چگونگى وقوع آن. آنها از پوست متوقع نبودهاند كه شهادت بدهد، نه اينكه شهادت دادن پوست به نظرشان غير ممكن بوده است. جواب پوست هم توضيح علت شهادت دادن او است به اين بيان كه خداوند ما را گويا كرد و موظف به اداى شهادت نمود.
٥- زمان بنابر روايتى، هر روزى كه فرا مىرسد، آن «روز» انسانها را مخاطب قرار مىدهد و مىگويد:
من روز جديدى هستم و بر آنچه در من انجام مىدهيد، شهادت مىدهم. «٢» ٦- مكان مكان نيز در قيامت به گناهانى كه توسط افراد انجام شده، شهادت مىدهد. در