معاد از ديدگاه عقل و نقل

معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠

تبديل و تبدل شده بود ولى معدوم نگشته بود. چيزى كه از بين رفته بود، فقط هيأت جسمانى او بود كه در قيامت دوباره ايجاد مى‌شود و چون روحش همان روح است و جسم همان جسم و هيأت او شبيه هيأت قبلى است، هم عينيت صدق مى‌كند و هم مماثلت و شايد تعبير به مثل در آيات قرآن «١» ناظر به همين معنا باشد.
در آيه‌اى مى‌فرمايد: «هرگاه پوست آنان بريان گردد، پوست‌هاى ديگرى بر جايش نهيم تا عذاب را بچشند» «٢» ابن ابى العوجاء از امام صادق عليه السلام سؤال كرد: گناه آن پوست ديگرى كه بعد از بريان شدن پوست اول ايجاد مى‌گردد، چيست؟ امام صادق عليه السلام در جواب فرمود:
آن پوست دوم، هم همان پوست اول و هم غير آن است. مگر نمى‌بينى اگر كسى خشتى را خرد كند سپس دوباره آن خرده‌ها را خيس كرده و در قالب بريزد، آن خشت دوم هم همان خشت اول است و هم غير آن است. «٣» شبهه آكل و مأكول‌ برخى گفته‌اند اگر قائل به معاد جسمانى شويم، گرفتار شبهه آكل و مأكول خواهيم شد. توضيح اين كه اجزاى بدن انسان بعد از مرگ در چرخه حيات، جزء بدن‌هاى ديگر قرار خواهند گرفت و به هنگام حشر، هر جزئى بارها جزء بدن انسانى شده و معلوم نيست كه آن جزء بايد با كدام بدن محشور شود بخصوص كه عاقبت آن بدن‌ها هم با همديگر فرق دارد و مثلًا يكى بناست به بهشت برود و ديگرى به جهنم يا يكى به مراتب پايين بهشت و ديگرى به مراتب بالاى بهشت. در اين صورت جزء مأكول با كدام بدن است؟
در جواب از اين شبهه گفته مى‌شود اولًا خواص و آثار جسمى كه در ژن‌هاى سلول‌ها منعكس است، هميشه ثابت است و با جايگزينى اجزا تغيير نمى‌پذيرد.
پس معلوم مى‌شود كه يك عامل ثبات در اجزاى بدن وجود دارد كه با توجه به آن‌