معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
هفتم است. در آن سوراخهايى به تعداد ارواح خلايق وجود دارد. «١» روايات فوق و ديگر روايات اين باب، همگى به يك حقيقت ناشناخته و نامحسوس اشاره دارد؛ واقعهاى كه به اراده و امر خدا تحقق مىيابد و از آن به «دميدن در صور» و شيپور شاخ گاوى [مشابه شاخ گاو] تعبير شده است. اين شيپور يك شيپور عادى مانند آنچه تا به حال ديدهايم نمىباشد؛ بلكه تعبير از آن به شيپور يا شاخ و ... از باب تشبيه معقول به محسوس است تا صورتى اجمالى از آن در ذهنها نقش بندد. آنچه قطعى و يقينى است اين كه در پايان جهان به امر خدا با ايجاد صيحهاى عظيم، همه موجودات مىميرند يا مدهوش مىگردند.
قرآن كريم مىفرمايد:
و در صور دميده مىشود و همه آنان كه در آسمانهايند و همه آنان كه در زمين هستند.
مىميرند جز آن كه خدا بخواهد. «٢» مفهوم «صعق» كه بعد از نفخ صور واقع مىشود، اعم از مرگ است. مرگ مربوط به موجودات جسمانى است؛ مثلا انسان يك موجود جسمانى است. در حيات جسمانى دنيوى يا برزخى، روح او به جسم مادى يا جسم برزخىاش مقيّد است و به گرفتن روح از اين جسم دنيوى يا برزخى و منتقل كردن آن به نشئه ديگر، مرگ گويند. اما موجوداتى مثل ملائكه كه روح مجردند، داراى مرگ به معناى مذكور نيستند؛ از اين رو در آيه فوق از واژه «صَعْق» يعنى مدهوشى استفاده شده است تا به عموميت آن تصريح گردد. «صَعْق» كه بعد از نفخ صور و در اثر آن حاصل مىشود، همه موجودات آسمانى و زمينى را در برمىگيرد؛ جز آنان كه به اراده خدا استثنا شدهاند.
ظاهراً منظور از «موجودات زمينى» در اين آيه، ارواح انسانها است كه در عالم برزخ بوده و حيات برزخى دارند. نفخ صور حيات برزخى آنان را مىگيرد و آنان را از