معاد از ديدگاه عقل و نقل

معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢

از نعمت‌هاى خوردنى و نوشيدنى استفاده مى‌كند و اگر كسى بر او وارد شود، او را بر همان صورت دنيايى‌اش مى‌شناسد. «١» بعضى از مفسران نيز نوشته‌اند:
روح بعد از پايان زندگى دنيا در جسم لطيفى قرار مى‌گيرد كه از بسيارى از عوارض مادى بركنار است ولى از آن نظر كه شبيه اين جسم مادى عنصرى است به آن «بدن مثالى» يا «قالب مثالى» گويند كه نه كاملا مجرد است و نه مادى محض بلكه داراى يك نوع تجرّد برزخى است.
بعضى تصريح مى‌كنند كه قالب مثالى در باطن بدن هر انسانى وجود دارد منتها به هنگام مرگ از اين بدن جدا مى‌شود و زندگى برزخى خود را آغاز مى‌كند. در اينجا اشتباهى براى بعضى رخ داده و شايد به خاطر اين اشتباه جسم مثالى را انكار كرده‌اند و آن اين كه اعتقاد به وجود چنين جسمى موجب اعتقاد به مسأله تناسخ خواهد شد زيرا تناسخ چيزى جز اين نيست كه روح واحد به جسم‌هاى متعدد منتقل گردد ولى اگر قالب مثالى را در باطن اين بدن عنصرى بدانيم، انتقال به بدن ديگرى مطرح نخواهد بود. به علاوه تناسخ كه تمام مسلمانان اتفاق بر بطلان آن دارند، اين است كه ارواح بعد از خراب و ويرانى بدن، منتقل به بدن‌ها و اجسام ديگرى در همين عالم دنيا شوند اما اعتقاد به تعلق ارواح در عالم برزخ به اجساد مثالى تا پايان مدت برزخ و سپس انتقال به بدن‌هاى نخستين در قيامت، هيچ‌گونه ربطى به مسأله تناسخ ندارد. «٢» ٢- باز بودن نامه اعمال‌ گرچه با رسيدن مرگ، باب عمل بسته مى‌شود و فرد ديگر نمى‌تواند براى تغيير سرنوشت و فرجام خود كارى كند و اظهار ايمان و اعتراف به خدا و نبوت و معاد نيز براى منكران، به هنگام سكرات مرگ و بعد از مرگ نفعى ندارد ولى نامه اعمال همچنان باز است و آثار ماندگار اعمال بعد از مرگ فرد در نامه عمل او ثبت مى‌شود.
انسانى كه مؤمن بوده و روش نيكويى بر جاى نهاده يا بنايى براى استفاده عموم‌