معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
محصول خود را [به موقع] مىداد و از [صاحبش] چيزى دريغ نمىورزيد، و ميان آن دو باغ نهرى روان كرده بوديم ... و در حالى كه به خويشتن ستمكار بود، داخل باغ شد [و] گفت:
«گمان نمىكنم اين نعمت هرگز زوال پذيرد و گمان نمىكنم كه رستاخيز بر پا شود. «١» اين ف معاد از ديدگاه عقل و نقل ٥١ ١ - ظرفيت علمى نامحدود انسان ص : ٥٠ رد وقتى به باغ، محصول فراوان و ديگر دارايىهايش نگاه مىكند، چنان مجذوب مىشود كه تصور از دست دادن آنها برايش تحملناپذير مىشود و براى اين كه رنج اين تصور را از خود دور كند، به انكار آخرت مىپردازد.
گريز از قيد و مسؤوليت انسان به حسب طبع مادى خود، خواستار آزادى بى قيد و شرط است و نمىخواهد هيچ حدّ، قيد و مسؤوليتى داشته باشد. عامل اصلى انكار قيامت از نگاه قرآن، در همين نكته نهفته است. اعتقاد به معاد و روز بازپرسى، پاداش و جزا مسؤوليت آور است و براى انسان قيد و حد ايجاد مىكند. معتقد به معاد نمىتواند هر چه دلش مىخواهد انجام دهد، بايد از انجام كارهايى خوددارى ورزد، وظايف و مسؤوليتهايى را متوجه خود مىبيند كه شانه خالى كردن از انجام آنها به معناى تن سپردن به قهر و غضب خداوند است. اين اعتقاد با توجه به آثار و پى آمدهاى ناشى از آن با خواهشهاى نفسانى و ولنگارىطلبى و بى قيدى ناسازگار است و انسانى كه حكومت خواهشهاى نفسانى را بر وجود خويش پذيرفته و به هر ظلم، فسق و فجورى دست مىزند، براى قانع كردن وجدان سرزنشگر خويش به شبههها و استبعادها متوسل مىشود و با كمك گرفتن از آنها، آخرت را انكار مىكند تا ترس از كيفر را كنار گذاشته، عيش خود را مكدّر نسازد. از نگاه قرآن، اقدام انكارگرانه بسيارى از كسانى كه در پس شبههها و استبعادها موضع گرفته بودند، ناشى از اين عامل است و آن ادعاها براى توجيه ظاهرى انكارشان بوده است. به آيات زير توجه فرماييد: