معاد از ديدگاه عقل و نقل

معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤

امامان كفر، زراندوزان و جبّاران تاريخ براى تداوم سلطه خود بر محرومان به ترويج كفر و جهل همت گمارده‌اند و با دامن زدن به شبهه‌ها و استبعادها، توده مردم را از ايمان آوردن به معاد منصرف كرده‌اند:
و اشراف قومش كه كافر شده و ديار آخرت را دروغ مى‌شمردند و در زندگى دنيا آنها را مرفّه ساخته بوديم گفتند: ... آيا به شما وعده مى‌دهد كه وقتى مرديد و خاك و استخوان شديد، شما از گور بيرون آورده مى‌شويد؟ وه، چه دور است آنچه وعده داده مى‌شويد. «١» دلبستگى‌ها علاقه و دلبستگى از عوامل تأثيرگذار قوى بر بينش و فكر انسان است. انسان اگر به چيزى دلبستگى داشت، نسبت به مخالف و ضد آن نفرت پيدا مى‌كند و علاقه و دلبستگى‌اش باعث مى‌شود كه عيوب مطلوبش را نبيند، بلكه عيب‌هاى مطلوبش در نظر او زيبايى و جمال جلوه كند.
انسان كامياب و بهره‌مند از نعمت‌هاى دنيا نيز چنان به آنچه دارد دلبسته و مسرور مى‌گردد كه بدون تعقل و تدبر نقص مهم نابودپذيرى آنها را نمى‌بيند و آنها را جاودانه پنداشته و به انكار آخرت مى‌پردازد. قرآن مى‌فرمايد:
و اگر پس از زيانى كه به او رسيده، از جانب خود رحمتى به او بچشانيم، قطعا خواهد گفت:
من سزاوار آنم و گمان ندارم كه رستاخيز برپا شود. «٢» عشق به دارايى‌ها، آرزوى رسيدن به مطلوب‌ها و خوف از دست دادن‌ها، انسان دنياگرا و بهره‌مند را به سوى انكار آخرت سوق مى‌دهد. قرآن داستان دو دوست را يادآور مى‌شود كه يكى از آنان از مواهب دنيا بهره‌مند بود و همين بهره‌مندى او را در لبه پرتگاه كفر قرار داد:
و براى آنان آن دو مرد را مثل بزن كه به يكى از آنها دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو [باغ‌] را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو كشتزارى قرار داديم. هر يك از اين دو باغ،