معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
برهان عدالت برهان عدالت نيز بر چند مقدمه استوار است:
مقدمه اول- عدالت نيكو، لازم و ضرورى است. عدالت يعنى قرار دادن هر چيز در جاى مناسب و لايق خود و رعايت استحقاقها؛ اين واژه در مقابل ظلم قرار دارد. عقل حكم به حُسن عدالت و قبح ظلم مىكند و خداوند كه خالق عقل است، از هرگونه ظلم و ستمى مبرّا است و به هيچ كس كوچكترين ظلمى روا نمىدارد و اجازه نمىدهد كه ظالمان نيز از كيفر ظلم در امان و مظلومان از شهد عدالت محروم باشند.
مقدمه دوم- در بين انسانها ظالم و مظلوم وجود دارد. انسانهايى هستند كه ظلم به خود و ظلم به ديگران مىكنند و انسانهايى هم هستند كه بدون اين كه مستحق باشند، مورد ظلم و تعدى قرار مىگيرند؛ همچنان كه انسانهايى نيز وجود دارند كه از ارتكاب هرگونه ظلم و ستمى مبرّا مىباشند و يا در مجموع كارهاى پسنديده آنان نسبت به ظلم و ستمى كه مىكنند، رجحان و برترى دارد و برعكس كسانى نيز هستند كه گرچه كارهاى پسنديده نيز انجام مىدهند، ولى كارهاى ناپسند و ظلم آنان بيشتر و نمايانتر است. عدالت اقتضا دارد كه هر كدام از اصناف فوق به نتايج كارهاى خود برسند و جايگاهى مناسب آن بيابند.
مقدمه سوم- دنيا ظرفيت تمام براى كيفر و پاداش ندارد؛ زيرا:
١- عذاب و پاداش در دنيا ناخالص هستند و اين خلاف غرض است. ما اگر بخواهيم كسى را پاداش دهيم، ديگر طالب رنج او نيستيم، ولى در اين دنيا به هيچ صورتى نمىتوانيم او را بهرهمند سازيم كه فقط لذت ببرد و رنج نبيند. در مورد عذاب و كيفر كردن هم، وضع همين طور است. ما مىخواهيم كه ستمگر را رنج خالص بدهيم كه هيچ كم نشود بلكه بر شدت آن افزوده گردد و چنين چيزى در دنيا ممكن نيست.
٢- اگر نتايج و عواقب اعمال را كيفر و پاداش بدانيم، در اين دنيا مىبينيم