معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
٣- گاهى فاعل غايت و هدف صحيح دارد و به قصد هدفى معقول كار خود را شروع مىكند و اراده به نتيجه رساندن فعل را دارد ولى موانع خارجى او را بازمىدارند و در نتيجه عمل او بى غايت و عبث مىگردد.
هيچ كدام از عوامل ياد شده در مورد خداوند و فعل او متصور نيست، زيرا او قادر مطلق، حق مطلق و شكستناپذير است و ضعف درونى، جهل و موانع خارجى در مورد او تصور ندارد تا فعل او را عبث گرداند يا از رسيدن به غايت و نتيجه باز دارد. خداوند مىفرمايد:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ (مؤمنون: ١١٥- ١١٦)
آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريدهايم؟ و به سوى ما بازگردانده نمىشويد؟ پس برتر است خداوندى كه فرمانروا و حق مطلق است و معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريماست.
در اين آيات هر سه عامل عبث بودن يا شدن فعل از خداوند نفى شده است. ابتدا خداوند را با وصف «مَلِك» توصيف كرده تا به قدرت مطلقه او اشاره كند. در فراز بعد وصف «الحقّ» را آورده تا به حق مطلق بودن او اشاره كند كه از حق مطلق باطل سر نمىزند و در فراز آخر با عبارت «لا اله الا هو» وجود هر قدرت ديگرى كه مانع شود را نفى كرده است. بنابراين هيچ عاملى براى عبث بودن يا شدن فعل خدا و خلقت وجود ندارد.
مقدمه چهارم- غايت دو گونه است: فعلى و فاعلى.
ممكن است كسى واجب الوجود و مبرا بودن از نقص و احتياج را دليل بر غايت نداشتن خدا در خلقت بداند؛ بدين معنا كه بگويد زمانى ما بايد دنبال غايت باشيم كه فاعل ناقص و محتاج باشد و بخواهد با فعل خود، نقص و احتياج را از خود رفع كند و چون خدا بى نياز مطلق است، پس احتياج نيست تا در خلقتش غايت داشته باشد.
اين شبهه از آنجا ناشى مىشود كه فرد غايت را فقط نسبت به فاعل تصور كرده است و حال آن كه غايت بر دو گونه است:
معاد از ديدگاه عقل و نقل ٤٠ برهان عدالت ص : ٣٧ اول- غايت فاعل، يعنى انگيزه فاعل از انجام آن فعل رفع كدام حاجت و نيازش