معاد از ديدگاه عقل و نقل

معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨

جالب اين است كه خداوند بعد از بيان چگونگى زنده شدن زمين با باريدن باران بهارى مى‌فرمايد: «وَ كَذلِكَ الْخُرُوجُ»؛ و در روايات مربوط به زنده شدنِ دوباره انسان‌ها نيز سخن از بارش باران‌هاى پى در پى و روييدن بدن انسان‌ها و رشد و نمو و كامل شدن آن و آن گاه دميده شدن روح در آن است. «١» ب- خلقت جنينى انسان؛ انسان از پرورش يافتن نطفه در رحم ساخته شده است. خداوند از نطفه‌اى كه در رحم و زمينه مساعد قرار گرفته، علقه و خون بسته‌اى ساخته و سپس آن را به تكه گوشتى تبديل كرده و آن را استخوان قرار داده و بر آن گوشت پوشانده و بعد از شكل دهى به جسم انسان، در او روح دميده است.
خلقت مجدد اين موجود اگر آسان‌تر نباشد، حداكثر مشابه اين خلقت اوليه اوست و همچنان كه در ابتدا حيات يافت دوباره هم مى‌تواند حيات جديد پيدا كند.
خداوند ترديدكنندگان در امر معاد را به تدبر در اين خلقت دعوت مى‌كند و با يادآورى آن، ترديدهاى منكران را برطرف مى‌سازد. «٢» ج- نمونه‌هاى عينى؛ خداوند براى نشان دادن امكان زنده شدن دوباره، موجودات و انسان‌هاى مرده‌اى را زنده كرده است. در قرآن چند نمونه ذكر شده است از جمله:
عزيز پيامبر بر اهل قريه‌اى گذشت كه همه اهالى آن مرده بودند و بدن‌هايشان متلاشى شده بود و فقط استخوان‌هاى پوسيده آنها پيدا بود. عزير با مشاهده آن استخوان‌ها از خود سؤال كرد كه خداوند چگونه اين‌ها را زنده مى‌كند. خداوند جان او را گرفت و پس از صد سال دوباره او را زنده كرد و با چشم خويش زنده شدن دوباره چهار پايش را مشاهده كرد و آيتى براى مردم شد. «٣» ابراهيم عليه السلام به امر خدا پرندگانى را سر بريد و گوشت آنها را در هم مخلوط كرد و كوبيد و هر قسمتى را بر كوهى نهاد و آن گاه به امر خدا آنان را ف معاد از ديدگاه عقل و نقل ٣٤ برهان حكمت ص : ٣٢ راخواند و هر