معاد از ديدگاه عقل و نقل

معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١

اعتقادات اصولى است. حدود ثلث آيات قرآن راجع به معاد و مباحث مربوط به آن است. قرآن كل زندگى بشر را به دو روز تقسيم كرده است، روز و مرحله زندگى دنيا و روز و مرحله زندگى آخرت، و از آن دو به «حياة الدنيا» و «حياة الاخره»، «دارالدنيا» و «دارالاخره» و «الاولى» و «الاخره» تعبير كرده است.
اصول اعتقادى در اسلام عبارت‌اند از اصل توحيد و يگانى خداوند، اصل نبوت و اصل معاد؛ و هر كس منكر يكى از اين سه اصل باشد، از حوزه اسلام خارج است.
اعتقاد به بقيه معارف دينى گرچه ممكن است از ضروريات باشد ولى از اصول نيست، در بقيه معارف ممكن است ما نتوانيم آنها را درك كنيم و تعقل نماييم ولى اجمالا به آنها معتقديم چون رسول خدا آنها را عرضه كرده و اعتقاد و پايبندى به آنها را از ما خواسته است ولى در اصول سه گانه از جمله معاد، ما نه فقط از آن جهت كه پيامبر فرموده، بلكه با برهان و دليل عقلى بدانها معتقديم و حتى اگر پيامبر هم در اين موارد پيامى نداشت، حكم عقل ما را به اين اعتقاد فرامى‌خواند. «١» ٣- قسم خدا براى تأكيد معاد در كمتر مسأله‌اى قرآن علاوه بر بيان و استدلال، براى تأكيد آن قسم هم ياد مى‌كند.
معاد از جمله مسائلى است كه علاوه بر اين‌كه خداوند آيات فراوانى در تبيين استدلالى آن نازل كرده، بر قطعيت آن، قسم هم خورده است. آيات زير از اين نمونه است:
آدمى گويد: آيا هنگامى كه بميرم، مرا زنده [از گور] بيرون خواهند آورد؟ آيا آدمى به ياد نمى‌آورد كه ما او را از پيش بيافريديم و هيچ چيز نبود؟ به پروردگارت سوگند كه آنان را با شيطان‌ها برانگيزيم. «٢» خداوند كه معبودى جز او نيست؛ به يقين همه شما را در روز رستاخيز- كه شكى در آن نيست- جمع مى‌كند و كيست كه از خداوند راستگوتر باشد؟! «٣»