معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٢
شيعه دوازده امامى نباشد، گرچه به توحيد و نبوت هم معتقد باشد و همه اعمال دينى را انجام دهد و ناصبى و جاحد هم نباشد، باز چنين فردى چون به امامت معتقد نيست، مخلّد به عذاب است. وقتى غير شيعيان از مسلمانان مخلّد در عذاب باشند، حساب كافران و اهل كتاب، روشنتر است. بنابراين اكثر انسانها مخلّد در جهنم مىباشند. مخالفان آن گاه چنين اعتقادى را با عدالت و رحمت واسعه خداوند در تنافى يافته و اشكالهاى ديگرى وارد كردهاند كه واقعاً بسيارى از آنها بر اين تفسير از خلود وارداست. به نمونههاى زير توجه كنيد:
هيوم: آن چنان كه ما مىفهميم كيفر بايد با تجاوز تناسبى داشته باشد در اين صورت چرا در ازاى تجاوزهاى موقتى موجود ضعيفى چون انسان، كيفر ابدى؟ آيا كسى مىتواند خشم اسكندر را تأييد كند كه مىخواست ملتى را به سبب آن كه اسب محبوب او «بوسفالوس» را گرفته بودند، محو و نابود سازد؟ «١» راسل: فكر نمىكنم شخصى چون عيسى عليه السلام با آن خصايص انسانى كه در او سراغ داريم، امكان مجازات ابدى را پذيرفته باشد. «٢» شلايرماخر: كيفرى كه هرگز به پايان نخواهد رسيد، نمىتواند غايت سازندهاى را تعقيب كند. «٣» ژان ژاك روسو: به زحمت مىتوانم بپذيرم كه شريران، محكوم به رنجهاى ابدى باشند. «٤» چگونه ممكن است از يك عمل محدود، يك اثر نامحدود و جاودانه به نام «عذاب خُلد» تكويناً به وجود آيد مثلًا كسى كه يك عمر خداوند را اطاعت و عبادت كرده اما در ساعات آخر عمرش بنا به عللى در عداد كفار ملحد و معاند قرار گرفته، چگونه ممكن است اعمال محدود چند ساعته او موجب عذاب جاودانه شود. «٥» همان طور كه مشاهده مىكنيد همه اين انكارها يا بر تصور ناصحيح از خلود