معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١
شكافت، از سنگ سخت برايشان چشمهها جارى كرد و بعد از اين همه آيات و نشانهها، فردى به نام سامرى و همدستانش به ستيز با او برخاستند و از غيبت ايشان استفاده كرده، در برابر جانشين موسى عليه السلام استكبار ورزيدند و او را به استضعاف كشاندند و مردم را گوساله پرست كردند. آيا عقل از پذيرفتن عذاب جاويد چنين انسانهاى مستكبر حق ستيزى ابا دارد؟ «١» روايات خلود نيز به چنين افرادى نظر دارد. بعضى از روايات به شرح زير است:
دشمنان على عليه السلام براى هميشه در آتش جاويدان خواهند بود. «٢» هر كسى كه عَلَم دشمنى اهل بيت بردارد، اهل آيه عذاب دائم است اگر چه كارش عبادت باشد. «٣» اگر بندهاى مرا بپرستد به حدى كه بدنش مانند مشكِ پوسيده، ريز ريز شود ولى منكر ولايت اهل بيت باشد، هرگز او را در بهشت مسكن نخواهم داد. «٤» امام خمينى قدس سره مىگويد:
در يك حديثى است كه اهل جهنم مىبينند كه يك خنكى حاصل شد. مىپرسند- قريب به اين، حالا من نزديكى نديدهام اين را- كه چه شد؟ مىگويند كه پيغمبر اسلام از اينجا دارد عبور مىكند. مىگويند: ببنديد درها را، ببنديد كه ما عذاب را مىخواهيم و اين را نمىخواهيم. «٥» چرا مخالفت با خلود (جهت مطالعه)
غالب كسانى كه با خلود مخالفت كردهاند، تصور درستى از آن نداشتهاند. آنان گمان كردهاند غالب انسانها اهل خلودند. مثلًا بعد از ظهور اسلام، هر مسلمانى كه