معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
سوى جهنم است ولى با اختيار و انتخاب خود عالمانه رهرو اين راه شدهاند.
هر كدام از جاهلان قاصر يا مقصر بر دو دستهاند:
اول، آنان كه علاوه بر انحراف جاهلانه داراى روحيه عناد و دشمنى با حقيقتاند و حتى تسليم فرامين ابتدايى، آشكار، بديهى و قطعى عقل و فطرتشان هم نمىشوند. اينگونه جاهلان گرچه ممكن است انحرافشان ناشى از جهل قصورى يا تقصيرى باشد ولى داراى چنان روحيه عناد، حق ستيزى، استكبار و لجاجى با حق هستند كه اگر مرتبه و مرحلهاى از حق هم برايشان آشكار شود، با آن مبارزه مىكنند.
دوم كسانى كه گرچه به شناخت و اعتقاد به خدا، توحيد، نبوت، امامت، معاد يا مواردى از ضروريات دين نرسيدهاند و در اثر جهل قصورى يا تقصيرى بدان معتقد نيستند، اما از چنان روحيه تسليم و عبوديتى برخوردارند كه اگر حقّى براى آنان اثبات شود و بيّنه و دليل علمآورى برايشان اقامه گردد، نسبت به آن تسليم مىشوند و به آن معتقد و پاىبند مىگردند و نسبت به شناختهاى فطرى و بديهى عقلى تسليم هستند. اين افراد در مراحل اوليه تسليم هستند و نسبت به بقيه مراتب جاهلند و بالقوه تسليم مىباشند زيرا روحيه تسليم دارند.
اما تقسيمبندى مذكور درباره آنان كه عالمانه مخالفت مىكنند نيز صادق است.
گروهى مخالفتشان از روى عناد و مبارزه با حق و حقيقت است و با توجه به استكبارى كه در وجودشان هست حاضر نيستند به حق خاضع گردند و بدان عمل كنند و گروهى گرچه در ظاهر كافر و مشركند، ولى پيروى عملى آنان از هواى نفس، سبب به انحراف كشيده شدن و تكذيب آنان شده است. بنابراين كفر اين گروه در واقع كفر عملى است و اعتقاد و باور به حق يا مراتبى از حق در عمق وجودشان هست.
خلود به معناى عذاب هميشگى و پايانناپذير در جهنم، براى گروه پنجم قطعى است؛ كسانى كه با علم به حق و حقيقت از سر عناد و لجاج و حقستيزى مخالفت مىورزند و به خود و ديگران ظلم مىكنند و استكبار مىورزند. اين گروه به طور قطع