معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥
بوهاى متعفن را استشمام مىكنند و زبان دشنام گفتن به همديگر را دارند. «١» ٣- دشمنى، كينه و نفرت؛ اهل جهنم از عمق وجود نسبت به يكديگر كينه و نفرت و دشمنى مىورزند و روى ديدن يكديگر را ندارند و همديگر را لعن و نفرين مىكنند. «٢» ٤- زشتى و سياهى صورت؛ آنان كه چهره زيبا دارند، از مواجه شدن با ديگران بيم، اضطراب و دلهرهاى نداشته بلكه علاقهمند رويارويى و مواجهه با ديگرانند ولى آنان كه صورت و چهره كريه و سياه و زشت دارند، از مواجه شدن با ديگران ابا دارند و تنهايى و انزوا اختيار مىكنند. يكى از عذابهاى جهنميان كه سبب عذاب روحى شديد آنهاست، زشتى و سياهى صورت است. «٣» ٥- هميشگى بودن و تخفيفناپذيرى؛ عذاب جهنم نه پايانپذير است و نه تخفيفپذير و نه از آن راه فرارى است، بلكه فراريان را باز مىگردانند و آن آتش هم رو به افزايش است.
هرگاه فرو نشيند، آن را آتش سوزان بيفزاييم. «٤» البته اين وصف آتش شامل حامل منكران مستكبر مىشود و الا گروهى با آتش جهنم پاك شده و بعد از مدتى از آن نجات يافته و وارد بهشت مىشوند.
٦- تحقير و ذلّت و خوارى؛ دوزخيان در خفت و خوارىاند و مورد تحقير، استهزاء و سرزنش قرار مىگيرند. «٥» مكالمات بهشتيان و ملائكه و سرزنشهاى آنان با دوزخيان، براى آنها بسيار خواركننده است:
روزى كه مردان و زنان منافق به مؤمنان گويند: ما را مهلت دهيد تا از نورتان (بهرهاى) بگيريم.
گفته شود به عقب (دنيا) برگرديد و از آنجا التماس نور كنيد. «٦»